تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ادارهء نظامى ايران منظم شود - به اشاره روسها اطريشها را جواب داده آن ادارهء عالى تبديل بادارهء قزاق شد . اين پادشاه را خودنمائى و تلون مزاج بدرجهء كمال بود - و بهر كارى اقدام كرد ناتمام گذارد - ادارهء پوليس دائر كرد برخى كارخانجات دولتى آورد صحبت از بعضى اصلاحات هم نمود ولى هيچ‌يك را با تمام نرسانيد فرومايگان را عزيز ميخواست و برومندان را ذليل - ابراهيم آبدار و على اصغر خان صاحب جمع را كه گرجىزاده بودند بر جميع شرفا و عظماى ايران برترى داد - بلكه بر گردن همه حتى پسران خود سوار كرد . در ايران همه‌گونه مناهى و ملاهى در عهد اين پادشاه آشكار شد دشمن تعليم و معارف و آزادى قلم و افكار بود همىخواست ايران غلاف اصلاح بپوشد بدون اينكه حقيقتى در او پيدا شود - شعر نيكو ميفرمود - پاىبند به نماز هم بود - مجالس تعزيه را دوست ميداشت بر خلاف پدر دماغش از خرافات صوفيه پاك بود - از مدايح خود خيلى مسرور ميشد - خويش را ديپلومات جلوه ميداد ، از تاريخ بىاطلاع نبود - عربى فارسى و تركى و فرانسوى ميدانست - در سلسلهء قاجاريه پادشاهى به اين كمال برنخواسته - چهار مسافرت‌نامه با قلم خود نوشته - غالب در سير و شكار بود - و نيكو تير ميانداخت - خطى شيرين داشت - به پلتيك در سلب قوت علماء خيلى كوشيد ولى مسئله رژى رشته‌اش را پنبه كرد - خوش‌ظاهر و بد باطن بود - هزاران نفوس بيگناه را فداى نفس و شهوت‌رانى خود ساخت - خدمات صادقانه را اصلا منظور نميداشت - مخلص كسى بود كه راه مدخول اعم از مشروع و غير مشروع به او مينمود - الحق و الانصاف ايران بهرجهة برباد كرده او است . اين پادشاه باندازهء استبداد دوست بود كه اگر عزيزترين فرزندانش سخنى در اصلاحات ميراند از نظرش ميانداخت و به خاك تيره‌اش مينشاند - چنانچه در حق شاهزاده سلطان مسعود ميرزاى ظل السلطان فرمود - هركس را كه راغب به طرف اصلاحات ديد با خاكش يكسان ساخت مانند ميرزا حسينخان مشير الدوله و حاجى ميرزا عليخان امين الدوله و پرنس ملكم خان و سيد الحكماء سيد جمال الدين كه مدعوا بايران آمده بود و . و . . . در سال ( 1313 ) در زاويه حضرت عبد العظيم در حالتى كه تدارك جشن سال پنجاهم شاهانه ديده شده بود ميرزا رضاى كرمانى كه از ستمديدگان دربار بود به فتواى فيلسوف اعظم اسلام ( سيد جمال الدين ) اسدآبادى الهمدانى كه اولين خيرخواه با سياست اسلام بود با طپانچه از پايش درآورد رحمة اللّه عليه « 1 » . ( ناصر الدين شاه ) در شب سه‌شنبه ( 6 ماه صفر سنه 1247 ) هجرى متولد شده در ذى القعده سال ( 1264 ) در طهران بتخت سلطنت نشست و در ذى القعده سال ( 1313 ) بدرود زندگانى گفت آثار خيريهء كه در سلطنت او بشهود رسيد ايجاد مدرسهء دار الفنون در طهران ، نشر علوم عاليه ، ايجاد مريضخانه و دواخانه ، تذهيب گنبد مطهر سرمن راى ، ايوان طلاى مشهد مقدس ، تذهيب گنبد حضرت عبد العظيم ، ايجاد تلگراف‌خانه ، ايجاد ضراب‌خانه يا چرخ‌خانه ، ايجاد چراغ‌گاز ، ايجاد
هامش
( 1 ) يعنى خدا رحمت كند ميرزا رضا را .