عوالم مدنيت بشاه شليك كرد تيرش اصابت ننمود - مجددا استقراض ثانوى در سال ( 1319 ) از روس شد و معاهده تجارتى تركمان چائى كه به حال تجارت و صناعت امروزه ايران خيلى نافع بود باطل و عهدنامه جديد بسته آمد و سالى مليونها ضرر تجارتى و صناعتى بايران وارد آورد - گمركات در مقابل قروض روس مرهون و برحسب ايماى روس برياست بلژيكيان اداره گرديد و گويا تجارت ايران كاملا بقبضهء روس درآمد وجه استقراض ثانوى هم در مسافرت ثانى اروپا در سال ( 1320 ) تمام شد و در غياب موكب همايونى شاهزاده شعاع السلطنه نايب السلطنه بود ( بطمع ولايت عهد بدسلوك ننمود ) .
اين حركات ناموسشكنانهء درباريان طشت از بام افتاده شد و ملت را در غياب همايونى و حضور شاهانه بهيجان آورد - خصوصا بعد از قتل ميرزا محمود خان حكيم الملك در رشت كه علماء هم بصدا آمده بودند تمام مفاسد را از ميرزا على اصغر خان دانسته - در جمادى الثانية ( 1321 ) بارتدادش فتوى صادر و عزل او را از پادشاه خواستند و فورا معزول و از ايران مهاجرت نمود و شاهزاده عين الدوله بجاى او وزير اعظم مقرر شد و روزنامهء حبل المتين را همانوقت بايران طلب نمود اين شاهزاده اول خوب پر كرد و آخر بدخيالى نمود .
در سال ( 1323 ) باز تدارك سفر سوم اروپا ديده شد - و اين مسافرت در بحبوحهء جنك اقصاى شرق و شكستهاى پىدرپى روس از ژاپون بود و استقراض سوم هم گويا در چنين موقع تازگى بطريق خفيه از روس شد - در اين سفر و الا حضرت محمد على ميرزا كه در آنزمان وليعهد بود بقائم مقامى سلطنت انتخاب شد .
با اينهمه در اين سفر بيش از پيش آثار هيجان در مردم بلاد و اهالى دربار نمايان گرديد - از آغاز جلوس همايونى هروقت دربار دستتنك شد بقيه خالصهجات و جواهرات نادرى و غيره هم به فروش رسيد و از اين مبلغ هنگفت و پنجاه و اند كرور قرض يكشاهى به صرف ملك و ملت و دولت نرسيد - علاوه نيز سالى چند كرور از گمرك و ماليات و عوارض تازه بر رعايا تحميل شد .
سال ( 1324 ) درصدد استقراض چهارم از روس و انگليس بودند چون در آن ايام شورى منعقد بود وكلاء ملى ابا و امتناع نمودند - در همان سال ملت از بىاعتدالى دربار و بىانتظامى مملكت بستوه آمده بدوا بپيشوائى حجة الاسلام السيدين السندين آقا سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى و آقا ميرزا سيد محمد مجتهد طباطبائى مد ظلهما به حضرت عبد العظيم متحصن و سپس در مسجد جامع طهران و پس از قتل دو نفر بيگناه علماء بمعصومه قم رفته و عامهء ملت بسفارتخانهء انگليس پناهنده برآمدند - تا اينكه در چهاردهم جمادى الثانية ( 1324 ) پس از عزل عين الدوله فرمان مشروطيت صادر و در 18 شعبان همان سال رسما دار الشوراى ملى انعقاد و دولت ايران بجميع دول ، مشروطه معرفى شد .
در ذى القعدهء همان سال اولين قانون اساسى را در مرض موت شاه ، مرحوم ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله كه به سمت رئيس الوزرائى شناخته شده بود بامضاى شاهانه رسانيده با هيئت وزرا و درباريان بدار الشوراى ملى آورد .
اين پادشاه زايد الوصف سادهلوح ، سهل القبول ، متلون المزاج ، مسخره و مضحكهپسند بدخلوت و باشرم حضور بود - امور سلطنت با ميل عملهجات خلوت با وزراء خود غرض اداره مىشد .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص١٠٢