تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
كرمانى از نتايج اين مجلس بود اقدام امين الدوله بافتتاح مدرسهء رشديه و ترويج معارف و تكثير مدارس و مكاتب ) . چون حالات قاتل را نوشتيم مناسب اينست كه حالات مقتول را نيز متعقّب بر آن درج نمائيم .

فصل در بيان حالات ناصر الدينشاه چهارمين پادشاه سلسلهء قاجاريه در ايران

تاريخ حالات و وقايع زمان ناصر الدينشاه قاجار را براى اينكه ترقى ايران در اين اواخر و يا خرابى دربار ايران از اين تاريخ شروع شده است ناچار بايد بطريق فهرست اشاره به آن بكنيم و چون فاضل معاصر مؤيد الاسلام مدير روزنامهء حبل المتين بطريق ايجاز چند سطرى دربارهء اين پادشاه نوشته است لذا ما عين عبارت او را نقل و معلومات خود را ضميمه آن ميداريم و همچنين در حالات مظفر الدينشاه هم عبارت او را كه از روى بيغرضى نوشته است نقل ميكنيم و آنچه خود ميدانيم ضميمهء آن ميسازيم اما در شأن چهارمين پادشاه چنين مينويسد . « در سال ( 1264 ) بعد از پدر تاج سلطنت بر سر نهاد قبل از ورود موكب شاهانه بطهران سيف - الملوك ميرزا پسر ظل السلطان بدعوى سلطنت برخاسته پس از چند روزى زبون گرديد در آغاز سلطنت سرجنبانان غالب بلاد هم سرى جنباندند از آن بعد آشوب خراسان و فتنهء سالار برخواست و در سال 1266 بقتل سالار و پسر و برادرش خاتمه پذيرفت سپس فتنه باب بالا گرفت و بقتل شاه برخواسته در مازندران و زنجان و تبريز بيش از ساير بلاد جويهاى خون بيگناهان از حركات نابكارانه جارى و چند سال امتداد يافت . در سال ( 1273 ) بسردارى شاهزاده حسام السلطنه عم پادشاه ، هرات مسخر شد . مجدد دولت انگليس لشكر بحرى و جهازات جنگى بخليج فارس فرستاده و همان بهانهء اوليهء خود را پيش نمود . از نكبت بىعلمى دربار و خودخواهى ميرزا آقا خان صدر اعظم معاهده ملعونه پاريس بين ايران و انگليس بسته آمد - و رسما حق حاكميت ايران از افغانستان مرتفع و حصهء از خاك خراسان هم ضميمه افغانستان گرديد - يكى از مورخين در اينموضوع چنين مينويسد . ( در يكقرن ايرانيان دو سهو بزرگ كردند كه تلافيش آنانرا محالست - اول ترك معاهده سوق عسكرى با ناپليون - دوم چشم‌پوشى از حقوق خود در افغان - آن هم در بحبوحهء بلواى هند كه انگليسها بتسليم حدود نادرى بايران حاضر بودند . در اواسط سلطنت يك اردوى بزرگ ايران بسردارى شاهزاده حمزه ميرزا عم پادشاه زبون و اسير تركمان گرديد - اين پادشاه در عياشى و كامرانى گوى مسابقت را از جد خود ربود - و خزائن معمورهء ايرانرا كه در تمام عالم ضرب المثل بود بعياشى صرف نمود - آنچه محقق است از آغاز تا انجام يك صد و هشتاد و سه زن اختيار كرد - و بعد از رحلت شاهانه شش پسر و چهارده دختر بيادگار گذارد - و پنج سفر رسمى و چند مسافرت غيررسمى كرد - و اضافه بر يكصد كرور خزانهء ايران صرف اين مسافرتهاى بيمعنى شد