پلنگ ار بود روز ميدان دلير * كجا آورد تاب بازوى شير
53
پيشواى مهدى صاحب زمان طهماسب شاه * آنكه او ظرف زمان را پر ز احسان مىكند
200
تا گنبد قابوس خدا داد مرا * از شهر هرى نيامدى ياد مرا
95
ترا زير فرمان چنين كشورى * عنانش منه در كف ديگرى
20
ترك احسان خواجه اوليتر * كاحتمال جفاى بوّابان
182
تنش را قفس دام ادبار شد * به زندان آهن گرفتار شد
26
تو با خداى خود انداز كار و دل خوشدار * كه رحم اگر نكند مدّعى خدا بكند
129
توسن طبع تو چو رامت شود * سكّهء اخلاص به نامت شود
189
تو گفتى نه شب بود پيدا نه روز * نهان گشته خورشيد گيتى فروز
102
ته خندق و كنگرش هولناك * يكى در سمك ديگرى بر سماك
210
تهى كرد پهلو ز ميدان جنگ * كه روبه نباشد حريف پلنگ
179
تهى گشت از آن تازه رويان سراى * به يكباره گشتند غربت گراى
243
تيغى كه آسمانش از فيض خود دهد آب * تنها جهان بگيرد بىمنّت سپاهى
316
جز امروز چون هست روز دگر * خوشا عدل گستر خوشا دادگر
239
جوانمردا جوانمردى بياموز * ز مردان جهان مردى بياموز
185
جهان آن كسى راست كاندر جهان * بود آگه از كار كارآگهان
238
جهان بخش آفتاب هفت كشور * كه دين و دولت از وى شد منوّر
266
جهان خالى شد از صيد چرنده * نماند اندر هوا مرغ پرنده
33
جهان را شهنشاه زيب و فرّ است * كه بىشاه عالم تن بىسر است
266
جهان را قديم آمد اين رسم و پيشه * كه هندو بود صيد تركان هميشه
277
چارهء ما ساز كه بىياوريم گر * تو برانى به كه رو آوريم
122
چراغى نيفروخت چرخ درشت * كش از تندباد حوادث نكشت
53
چراغى نيفروخت كين گوژپشت * در آخر به سيلى بادش نكشت
212
چنان پنجهء ظالم از عدل پيچيد * كه آهو كند اشتلم با غضنفر
200