تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
بار عناكش به شب قيرگون * هرچه عنا بيش عنايت فزون
189
باز ارچه گاه‌گاهى بر سر نهد كلاهى * مرغان قاف دانند آيين پادشاهى
316
با ولى نعمت ار برون آيى * گر سپهرى تو سرنگون آيى
316
با يد اللّه فوق ايديهم * شد يكى دست قدرت حيدر
161
ببوسيد آن آستان بلند * مسيحا شد از آسمان بهره‌مند
49
ببوسيد و بس مهربانى نمود * بر آن آمدن شادمانى فزود
76
بجوشيدند از هر سو سواران * دليران نبرد و نامداران
65
بحرى كه بر آب او خسى نيست * محتاج ستايش كسى نيست
201
بد و نيك آخر نماند وليك * همين نام بد ماند و نام نيك
239
بدى را بدى سهل باشد جزا * اگر مردى احسن الى من اسا
46
برآمد پشّه‌اى از لاف سرمست * دمى بر فرق كوه قاف بنشست
163
برآمد خروش سپاه از دو روى * جهان شد پر از مردم جنگ‌جوى
102
برآمد خروشيدن كرّه‌ناى * زمين و زمان اندر آمد ز جاى
102
برآمد ز ديوان رهزن غريو * سراسيمه ديوانگان همچو ديو
32
برآمد سپه سر به سر بر ارنگل * چران گشت هندو به كهسار و جنگل
277
برآمد شه كامران بر سرير * چو بر آسمان آفتاب منير
16
برآمد غريوى چنان تند و تيز * كه افتاد در آسمان رستخيز
300
برآورد چتر كيانى به سر * روان شد به دعوى ملك پدر
306
برازندهء طلعت مهترى * فرازندهء رايت سرورى
84
برداشتند دل ز اميدى كه داشتند * بر ، برنداشتند ز تخمى كه كاشتند
21
بروجش به دعوى زبان كرده باز * سخن كرده با كنگر عرش‌ساز
229
برو نى ز پهنا جهانى مدوّر * درونى جهان در جهان حصن ديگر
277
بسا رخنه كه اصل محكميهاست * بسا انده كه در وى خرّميهاست
122
بسا قفلا كه بندش ناپديد است * چو وابينى نه قفل است آن كليد است
122