ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا
« 1 » سؤال 1005 : منافقان هرگز دست از كفر برنداشته و ايمان نياوردند . پس چگونه مىفرمايد : آنها ابتدا ايمان آورده و سپس كفر ورزيدند ؟
جواب : معنا اين است كه : اينها با زبان ايمان آورده ولى با قلب كافر هستند پس در نتيجه مهر بر دلهاى آنها زده شد . چنان كه خداوند در وصف آنها مىفرمايد :
« وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ . . . »
جواب دوّم : مراد از اين افراد ، مرتدّين هستند كه پس از ايمان كفر ورزيدند نه منافقان كه از ابتدا ايمان نياورده بودند .
يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ
« 2 » سؤال 1006 : چرا ضمير را كه به صيحة برمىگردد به صورت جمع مذكر آورد درحالىكه بايستى « هى العدو » باشد ؟
جواب : عليهم مفعول دوّم است براى يحسبون و اصل آن چنين بوده است « يحسبون كل صيحة واقعة عليهم » يعنى آنها را به ترس و وحشت مىافكند . پس بر كلمهء عليهم وقف شده و هم العدو ابتداى كلام ديگرى است .
برخى گفتهاند : مفعول دوّم هم العدو است ولى تقديرى در كار است و آن اينكه : « يحسبون اهل كل صيحة عليهم هم العدو » ولى قول اوّل بدليل عدم نصب عدو بهتر است .
هامش
( 1 ) . سورهء منافقون ، آيهء 3 : اين به آن دليل است كه آنان ايمان آوردند و سپس كافر شدند .
( 2 ) . سورهء منافقون ، آيهء 4 : اينها هر فريادى را ضد خود مىپندارند . اينها دشمن هستند .