گذشت كه ضمير به اقرب مذكورين برمىگردد ، و يا به علت آنكه لهو بيشتر در ميان مردم وجود دارد توجه به آن بيشتر است . و يا اينكه ضمير به معنى برمىگردد نه لفظ و عرب مىفهمد كه ضمير به هر دو برمىگردد . مؤيد اين قول آن است كه زجاج در معناى آيه مىگويد : وقتى كه تجارتى ببينند به سوى آن مىشتابند و وقتى كه لهوى مىبينند به سوى آن مىشتابند . پس يكى از آن دو حذف گرديد چون مذكور دلالت بر محذوف دارد . و ابن مسعود اليهما به ضمير تثنيه قرائت كرده است و بنابراين قرائت حذفى صورت نگرفته است .
سورهء منافقون
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ
« 1 » سؤال 1004 : واضح است كه خدا مىداند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسول اوست . چه فائدهاى در ذكر اين مطلب است ؟
جواب : اگر خداوند اين جمله را پس از جمله
قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ
نمىآورد و بلافاصله مىفرمود :
« وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ »
اين توهّم و گمان پيش مىآمد كه گفتار منافقان دروغ است درحالىكه مراد اين نيست كه شهادت آنها كذب است بلكه مراد آن است كه آنها در مورد غير از اين شهادت دروغ مىگويند . اكثر مفسران مىگويند : اين جمله تكذيب همين شهادت منافقان است چون آنها عقيدهاى بر خلاف اين ظاهر و گفتار زبانى داشتند و پيامبر را به رسالت قبول نداشتند . پس به همين جهت آنها را كاذب ناميده است . بنابراين جملهاى كه در سؤال آمد به عنوان تأكيد ذكر شده است .
هامش
( 1 ) . سورهء منافقون ، آيهء 1 : و خداوند مىداند كه تو پيامبر او هستى .