خداوند فرموده است : جزاى اين نعمت كفران شده اين بود كه آنها را غرق نموديم . و كفران نعمت نيازى به حرف تعدى ندارد بلكه خود متعدّى مىشود مثل
« وَ لا تَكْفُرُونِ »
جواب سوّم : من به معناى ما هست . پس معناى آيه چنين است : اين جزا و كيفر آن چيزى است كه كفران شده كه عبارت از نعمتهاى الهى بر عموم مردم است . قتاده فعل را به صورت معلوم ( كفر ) خوانده است پس معنى اين است : اين كيفر كافران است .
أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
« 1 » سؤال 959 : چرا صفت نخل را به صورت مذكر آورد درحالىكه بايستى « مغفرة » به صورت مؤنث ذكر شود تا تطابق صفت و موصوف حاصل شود ؟
جواب : لفظ موصوف يعنى نخل مذكّر است و علامت تأنيث در آن وجود ندارد به همين دليل لفظ را اعتبار نموده و صفت را مذكر آورده ، ولى در جاى ديگر به اعتبار معنى نخل كه جمع است صفت را به صورت تثنيه ذكر فرمود
« أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ »
و نظير اين دو مطلب اين آيه شريفه است .
« لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ »
ابو عبيده گفته است : نخل هم به صورت مذكر و هم به صورت مؤنث مىآيد و قرآن جمع بين دو لغت فرموده است . برخى گفتهاند : به خاطر رعايت سجع در پايان هر آيه است كه اگر به صورت مؤنث مىآورد سجع از بين مىرفت .
سورهء رحمن
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
« 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيهء 20 : تنههاى درختان خرماى از بيخ كندهشده .
( 2 ) . سورهء رحمن ، آيهء 7 : آسمان را وى برافراشته و ميزان را قرار داده است .