استفاده نشده است ؟
جواب : مراد آن بود كه آن حضرت را به زندان كه از وى سابقه ذهنى داشت تهديد كند پس گويا گفته است : « لاجعلنك واحدا ممن عرفت حالهم فى سجنى » « 1 » و وقتى كه انسان زندانى در يك سياهچال تاريك و تنها گردد نه چيزى را مىبيند و نه چيزى مىشنود ، پس از كشتن دردناكتر و نكبتبارتر است .
سؤال 707 : با اينكه داستان موسى عليه السّلام و فرعون و ساحران در سوره اعراف و طه ذكر شده بود ، چرا در اين سوره نيز تكرار شده است ؟ فائده تكرار اين داستان و اصولا داستانهاى ديگر قرآنى چيست ؟
جواب : با تكرار تحدّى و مبارزه طلبى و اظهار معجزه بودن قرآن مورد تأكيد قرار مىگيرد چنان كه يك مبارز از صف خارج شده و به ميدان بيايد و مرتب « هل من مبارز » بگويد .
ازاينرو قرآن شافى ناميده شده است چرا كه اخبار و داستانها در آن مكرر آمده است .
جواب دوم : برخى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در هنگام نزول وحى حاضر و برخى به خاطر رفتن به جبهه غايب بودند و دوست داشتند كه نزول وحى را شاهد باشند و لذا خداوند در برخى از اوقات پس از بازگشتن آنها از جبهه بعنوان احترام آنان وحى را اعاده مىفرموده .
سؤال 708 : چرا داستان حضرت موسى عليه السّلام بيش از ساير پيامبران در قرآن كريم ذكر شده است ؟
جواب : حالات آن حضرت در استدلال و احتجاج و اظهار معجزات براى مصريان و اصرار آنان بر تكذيب و جفا نسبت به آن حضرت بيشتر به
هامش
( 1 ) . ترا يكى از آنان كه احوالشان را در زندان مىدانى قرار مىدهم !