دور شو به خاطر اين كه من به خدا پناه مىبرم از تو . پس ( اعوذ ) به معناى اين است كه دست مىيابم به ثمره و حاصل پناهنده شدن ابن عباس گفته است : در زمان مريم عليه السّلام مردى به نام تقى ولى بر خلاف اسمش فاسق و فاجر بود . مريم عليه السّلام پنداشت كه اوست و لذا به خدا پناه برد .
برخى گفتهاند : اين كلام مبالغه است يعنى اگر با تقوا باشى من به خدا پناه مىبرم تا چه رسد به اينكه تقوا نداشته باشى . مثل روايت « نعم العبد صهيب لو لم يخف اللّه لم يعصه » يعنى : صهيب خوب بندهاى است . اگر از خدا نترسد گناه نمىكند . تا چه رسد به اينكه از خدا هم بترسد . البته در قرائت ابى رجاء و ابن مسعود آمده است ( الّا ان تكون تقيا ) كه در اين صورت سؤال فوق مطرح نيست .
فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
« 1 » سؤال 610 : چگونه به حضرت مريم عليها السّلام گفته مىشود : بگو كه من نذر كردهام روزهء سكوت بگيرم و هرگز با هيچ انسانى صحبت نمىكنم .
درحالىكه با همين حرف روزهء او باطل شده و خلف نذر صورت مىگيرد ؟
جواب : مريم مأمور به نذر مطلق سكوت نبوده تا نتواند ذكر و تسبيح و دعا بگويد و با گفتن « لن اكلم اليوم انسيا » نذر تحقق پيدا كرده و روزه شروع شده است . و پس از آن با هيچ انسانى ( تا پايان مهلت ) صحبت نكرده است . « 2 »
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
« 3 »
هامش
( 1 ) . مريم ، آيهء 26 : پس بگو من براى خداى رحمن نذر كردم كه روزه بگيرم پس به هيچوجه با انسانى صحبت نمىكنم .
( 2 ) . البته مىتوان گفت با اشاره فهمانده كه نمىتواند سخن بگويد و اشاره هم بدليل فهماندن مطلب در حكم سخن گفتن است .
( 3 ) . مريم ، آيهء 31 : و خداوند مرا سفارش به انجام نماز و زكات تا پايان عمر نموده است .