7 - ظلم متعدى به نفسه است مثل
( وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ )
چه نيازى به باء
( فَظَلَمُوا بِها )
وجود داشت و چرا نفرموده « فظلموها » يعنى آنان به قتل و عقر ناقه اقدام كردند ؟
8 -
« وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً »
كه دلالت بر ارسال آيه دارد با و ما معنا ان نرسل بالآيات كه دلالت بر عدم ارسال دارد چگونه قابل جمع مىباشند ؟
جواب : 1 - منع در اينجا مجاز و كنايه از ترك ارسال معجزه است . پس گويا خداوند چنين فرموده است : سبب ترك ارسال معجزه تكذيب پيشينيان است .
2 - باء براى تعدّى كردن ارسال به مرسل به است نه مرسل . چون مرسل يعنى رسول در جمله محذوف است . پس در اصل چنين بوده : سبب ترك ارسال رسولان همراه با معجزه تكذيب پيشينيان بود . و ارسال متعدى به خود است وقتى كه به مرسل باشد ولى وقتى كه به مرسل به باشد به وسيله باء متعدّى مىگردد . چنان كه مىفرمايد :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
. « 1 » ( كه موسى رسول و آيات مرسل به مىباشد و همراه با حرف باء ) 3 - ضمير در بها به جنس معجزات پيشنهادى عائد است نه به اين معجزههاى پيشنهادى خاص كه منظور مائده و ناقه و امثال اينها از معجزات پيشنهادى پيشينيان به پيغمبران پيشين است .
4 - سنت الهى در ميان بندگان چنين است كه اگر كسى معجزهاى را پيشنهاد دهد و آن معجزه عملى گردد ولى ايمان نياورد هلاك خواهد شد و خداوند نمىخواست كه مشركان مكّه را هلاك كند چون مىدانست كه از
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 96 : و به تحقيق موسى را با معجزات و سلطه آشكار به سمت فرعون و اطرافيانش فرستاديم .