سؤال 8 : چگونه تنها منافقان را بنحو انحصار مفسد ناميد در حالى كه در بين غير منافقان نيز مفسد وجود دارد ؟
جواب : مراد از فساد در اينجا فساد برخاسته از نفاق است و مختص به منافقين مىباشد .
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
« 1 » سؤال 9 : استهزاء كارى عبث و بيهوده و مسخرهآميز و زشت است .
چگونه خداوند اين عمل را به خود نسبت داده در حالى كه كار زشت محال است كه از خداوند صادر شود ؟
جواب : مجازات استهزاء را از باب مشاكلت استهزاء ناميده است چنان كه مىفرمايد
« وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
« 2 » پس معنى آن است كه خداوند آنها را به خاطر استهزاء مجازات مىكند . « 3 »
أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ
« 4 » سؤال 10 : واضح است كه « باران تند » فقط از آسمان است نه از جاى
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 15 : خداوند آنها را استهزاء مىنمايد .
( 2 ) . سورهء شورى ، آيهء 40 : مجازات يك بدى مثل همان بدى است .
يعنى كيفر اعمال زشت كه از سوى خداوند صادر مىشود بد نيست ولى چون در مقابل كار زشت تبهكاران قرار مىگيرد از باب مشابهت و مشاكلت بدى ناميده شده است .
( 3 ) . حضرت آيت اللّه جوادى آملى مىفرمايد : استهزاء خداوند صفت فعل اوست كه به معناى استخفاف مىباشد ، يعنى خداوند توفيق حقشناسى را از آنان مىگيرد و چون حق سنگين است آنچه كه غير حق مىباشد خفيف و سبك است و اگر كسى با حق نباشد سبك و بىمغز مىگردد . پس استهزاء خداوند به معناى خنديدن و ريشخند به منافقان نيست بلكه رها كردن آنان به حال خودشان مىباشد كه در نتيجه خشك سر و تهى مغز خواهند گشت و عملشان هم مثل خودشان بىمغز و بىوزن خواهد بود تفسير تسنيم جلد 1 ذيل همين آيه .
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 19 : يا مثل بارانى تند از آسمان است .