ديگر ، پس چه فايدهاى در ذكر آسمان وجود دارد ؟
جواب : كلمه السماء معرفه است ، « صيّب » را به آن نسبت داد تا نشان دهد كه از همه افقها و كرانههاى آن است نه از يك افق و كرانه معيّن . زيرا هر افق را نيز آسمان مىگويند مانند قول شاعر : و من بعد ارض بيننا و سماء « 1 »
فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
« 2 » سؤال 11 : چگونه به مشركين مىفرمايد : شما مىدانيد كه خداوند شريك ندارد در حالى كه مشركين قائل به شريك براى خداوند بودند و اعتقاد داشتند كه او شريكهايى دارد ؟
جواب : معناى آن اين است كه شما مىدانيد كه اين شريكها قدرت بر انجام كارى ندارند چنان كه قبلا نيز وصف آن شركاء به همينگونه گذشت جواب دوّم : شما مىدانيد كه در تورات و انجيل جوازى بر شريك گرفتن براى خدا نيامده است .
فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
« 3 » سؤال 12 : چرا در اينجا
« النَّارَ »
به صورت معرفه ولى در سورهء تحريم كه مىفرمايد :
« . . ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
« 4 » به صورت نكره آمده است ؟
جواب : در اينجا خطاب به منافقينى است كه در پايينترين درجهء آتش قرار دارند ، پس نار را كه محيط بر آنهاست با لام استغراق و يا عهد ذهنى آورده است ولى در سورهء تحريم خطاب به مؤمنان است و آتشى كه براى
هامش
( 1 ) . و از فاصلهء زمين و آسمانى كه بين ما وجود دارد .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 22 : براى خداوند شريكهايى قرار ندهيد در حالى كه آگاه هستيد .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 24 : بترسيد از آن آتشى كه دستگيرهها و آتشگيرههاى آن انسانها و سنگها هستند .
( 4 ) . سورهء تحريم ، آيهء 6 : بترسيد از آتشى كه دستگيرهها و آتشگيرههاى آن انسانها و سنگهايند .