سؤال 319 : چگونه حضرت صالح عليه السّلام پس از واقعهء رجفه و مرگ قومش با آنها اين سخن را مطرح كرد درحالىكه درست نيست كه زندهاى مردگان را مخاطب قرار داده و با آنها سخن بگويد ؟
جواب : اين گونه سخن گفتن در عرف نيز رايج است كه اگر كسى ديگرى را نصيحت كند ولى او نپذيرفته باشد تا كشته يا به دار آويخته شود پس وقتى كه در كنار جسد او عبور مىكند مىگويد : اى برادر چقدر من تو را نصيحت كردم ولى تو نپذيرفتى تا اينكه به چنين سرنوشتى دچار شدى و فايدهء اين سخن آن است كه كسانى كه اين سخن را مىشنوند عبرت گرفته و نصايح او را به كار مىگيرند تا به اين سرنوشت دچار نشوند .
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها
« 1 » سؤال 320 : چگونه شعيب عليه السّلام قوم خود را از فساد روى زمين بعد از اصلاح در آن نهى مىكند درحالىكه قوم او همواره مفسد بودند و هرگز رو به صلاح نياورده بودند ؟
جواب : معنى آن اين است كه پس از اصلاح زمين توسط پروردگار عالم در روى زمين فساد نكنيد . چرا كه خداوند با عدل و ارسال رسولان زمين را اصلاح فرموده است . برخى گفتهاند : مراد اصلاح اهل زمين است و مضاف يعنى « اهل » حذف شده است و خدا اهل زمين را اصلاح فرموده است .
برخى گفتهاند : مراد اصلاح زمين توسط انبياء و آن دسته از پيروان صالح عليه السّلام كه به شريعت وى عمل مىنموده و زمين را اصلاح كردهاند . پس اضافه اصلاح به زمين مثل اضافه
« مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ »
« 2 » است كه منظور : « مكر
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 85 : و در زمين فساد نكنيد بعد از اصلاح آن .
( 2 ) . سورهء سبا ، آيهء 33 : مكر و حيله شب و روز