وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ
« 1 » سؤال 202 : به چه دليل خداوند اهل اختلاف را ابتدا اهل شك و ترديد و سپس آنها را پيروان ظن و گمان وصف كرد و فرمود :
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ
« 2 » درحالىكه شك تساوى طرفين و ظن رجحان يكى از طرفين است پس چگونه آنها هم شاكّ و هم ظانّ بودند و چگونه ظن را از علم استثناء كرد درحالىكه ظن فردى از علم نيست بلكه قسيم آن است ؟
جواب : ظن در اينجا مجازا در معناى شك است چون مشابهتى بين آنها در نفى جزم و قطع وجود دارد . و اما استثناء ظن از علم استثناء از غير جنس است چنان كه فرمود :
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً إِلَّا سَلاماً
« 3 » برخى گفتهاند :
چون شك شامل ظن نيز مىشود و استثناء ظن از علم در آيه استثناء منقطع است . پس الّا به معناى لكن است چنان كه مىفرمايد :
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً
« 4 » ( يعنى و لكن قيلا سلاما سلاما )
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ
« 5 » سؤال 203 : چگونه مردم مىتوانند قبل از ارسال رسولان داراى حجت و استدلال باشند درحالىكه آنها از ادلّه عقليهاى كه آنها را به شناخت
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 157 : و كسانى كه در مورد او اختلاف نمودند در شك هستند .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 157 : براى آنان علمى نيست و تنها از گمان پيروى مىكنند .
( 3 ) . سورهء مريم ، آيهء 62 : در آن بهشت هرگز سخن لغوى نشنوند و گفتارشان سلام و ستايش يكديگر است .
( 4 ) . سورهء واقعه ، آيات 25 و 26 : در آنجا هيچ حرف لغو و بيهوده نشنوند و به يكديگر گناهى نبندند ، هيچ جز سلام و احترام نگويند .
( 5 ) . سورهء نساء ، آيهء 165 : تا براى مردم بعد از اين پيامبران بر خدا حجتى باقى نماند .