است گفته شود آريانهاى ايرانى چنان كه ديديم تاريخشان از اواخر قرن هشتم قبل از ميلاد شروع مىشود و قبل از آن هرچه بوده در پس پرده تاريكى اعصار قبل از تاريخ مستور است و لكن درباره ازمنه قبل از تاريخ نظر بچيزهائى كه در ادوار تاريخى آنها ديده مىشود بدون ترديد ميتوان گفت كه وقتى كه بايران آمدند از حيث تمدن پستتر از همسايههاى خود ( بابلىها و آسوريها ) بودند و ليكن در عوض از حيث پاكى اخلاق بر آنها برترى داشتند زيرا روشنائى را سر منشأ خوبىها و تاريكى را ريشه بدىها ميدانستند و چون موافق معتقدانشان روشنائى بايستي بالاخره بر تاريكى غلبه كند و انسان در اين غلبه ذى دخل بود - يعنى با داشتن منش ( ضمير ) نيك - گفتار نيك - كردار نيك غلبه روشنائى را تأييد ميكرد - معلوم است كه چنين معتقداتى نميتوانسته نتيجه ديگرى جز راستى و درستى بدهد چنان كه در قرون بعد هم اين صفات را در آنها مشاهده مىكنيم زيرا مورخين يونانى و غيره وقتى كه صفات خوب و بد ايرانى را ذكر مىكنند بالاتفاق صفت راستگوئى و درست قولى را دربارهء آنها قائلند و اخلاق آنها را مى ستايند كوروش بزرگ وقتى كه مىخواهد يونانيها را تخفيف كند ميگويد پارسيها نبايد بترسند از مردمى كه در بازار جمع ميشوند براى اينكه بهمديگر دروغ بگويند - قرض را ايرانيهاى قديم بد ميدانند زيرا تصور ميكنند كه مقروض مجبور است دروغ بگويد دروغ را آفريدهء اهريمن ميدانند و دروغگو باهريمن كمك مىكند از طرف ديگر سعى و عمل نيز از معتقدات آريايهاى ايرانى است زيرا تنبلى و كاهلى و لاابالىگرى كمك كردن باهريمن است در صورتى كه كار كردن و زمين را احيا نمودن و گاريز كندن و اشجار مثمر بار آوردن و تشكيل خانواده و غيره كمك كردن بهرمز است اين دو اصل در اعصار قبل از تاريخ جزو معتقدات ايرانيها و در قرون بعد نيز باقى بود پس بطور ايجاز مىتوانيم بگوئيم كه اخلاق ايرانيهاى قديم اگرچه در اول تاريخ آنها ساده و ابتدائى بود ولى از طرف
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2971
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٩٧١