عالم مذكور برترى تمدن يونانى با علوم و فنون و تربيت اخلافى و شهامت و وطنپرستى يونانيها محقق گرديد . تفوق يونانىها بعد از پيشرفتهاى آنها در ماراتن و سالامين جهانبانى پارسىها را متزلزل نمود ولى ديرى نگذشت كه بواسطه جنگهاى داخلي يونانيان تفوق باز با پارسىها شد و يونان بواسطه طلاى ايران و نفاق داخلى در مدار سياست آريانهاي ايرانى گرديد پديد آمدن اسكندر به اين اوضاع خاتمه داد : نهضت يونانى به طرف شرق شروع و امپراطورى اسكندر از حيث تشكيلات نسخه دوم شاهنشاهى داريوش گرديد با اين تفاوت كه استيلاى آريانهاى ايرانى در عالم باستيلاى شعبهء از مردمان هند و اروپائى ( مقدونى و يونانى ) تبديل يافت يعني بسلطه مردمانى كه اگرچه آريانى نبودند ولى با آريانها در اصل قرابت نژادى داشتند تمدن يونانى در ايران بسرعت منتشر شد ولى بعرض و طول نه تعمق شدت ظلم و جور در زمان جانشينهاى اسكندر و جنگهاى متمادى آنها با يكديگر و نيز رفتار بىرويه سلوكيدها بايرانيها تكانى داد و يكى از اقوام تازه نفس ايرانى كه هنوز وارد ميدان سياست و ايرانبانى نشده بود پيشقدم شده اول سلوكيدها و يونانيهاى باختر را از ايران براند و بعد با رومىهاى قوىپنجه طرف و در سر تقسيم ممالك آسياى غربى در گيرودار شد اين مردم يا صحيحتر گفته باشيم اين اردوى جنگى كه در تاريخ موسوم بدولت پارت شده نهضت روم را در شرق متوقف نمود و بقول پرسى گاردنر « 1 » « در مدت پنج قرن حمايت شرق را به عهده گرفته آن را از اسلحه رومى نجات داد » در دوره آنها ايران شكل دول متحده را يافت و اوضاعى در اينجا برقرار شد كه بعدها نظاير آن باتمام خصائصى كه داشت در اروپاى قرون وسطى تكرار گرديده اشكانيان پس از آنكه در مقابل سيل نهضت رومى بشرق سدى شده ببسط دولت
هامش
( 1 ) -Percy Gardnerدر تاريخ پارت و مخصوصا در سكههاى اشكانى تتبعاتى كرده و كتاب او موسوم به مسكوكات پارتى معروف است :Parth Coinage