ديگر خصائص بسيار عالى داشت : راستى و درستى كه ناشى از منشنيك و گفتار نيك و كردار نيك است و نيز سعى و عمل در زندگانى از اصول اخلاق آريانى است از طرف ديگر بايد ديد كه ايرانيهاى قديم در باب هرمز چه تصوراتى داشته اند ايا تصورات آنها در باب از همان بود كه سومريها و بابليها و فنيقيها و آسوريها و غيره راجع بارباب انواع خودشان داشتند يعنى آيا هرمز را وجودى مىدانستند كه زندگانى هرمزد را مثل زندگانى ارباب انواع يونانى با تمام كيفيات آن از محبت و كدورت و عشق و تنفر و حسادت و كينهورزى و دوستى و دشمنى و حمايت و ضديت و پشت هم اندازى و غيره ميپنداشتند ؟ نه - آريانهاى ايرانى هرمزد را وجودى ميدانستند كه مجرد است و ديده نمىشود - جاي معينى ندارد - عالم را اداره مىكند و آن را به طرف خوبى ميبرد - با بدى در جنگ است و ميخواهد آن را براندازد بدين جهت بود كه صورت هرمزد را نمىساختند ( بر عكس آسوريها و بابلىها و غيره ) و جائى را براى اقامت او قائل نبودند ( بر خلاف يونانىها كه كوه المپ و پارناس محل اقامت ارباب انواع آنها يا موزها بود ) فقط آنچه علامت روشنائى هرمزد بود مثل آفتاب و ماه و ناهيد و مخصوصا آتش مورد تقديس آريانهاى ايرانى بود آتش مخصوصا زيرا آتش به عقيدهء ايرانىهاى قديم علاوه بر روشنائى پاكى را نيز نشان ميداد بنابراين عبادت آريانهاى ايرانى وراى عبادت سومرىها و بابليها و آسورىها بود : در نزد اقوام مذكوره قربانى كردن براى اسكات غضب ارباب انواع يا ارواح بد از فرائض اوليه مذهب بشمار ميرفت ولى در نزد ايرانىهاى قديم حمد هرمزد و قربانى كردن براى غلبه هرمزد به عمل ميآيد نه براى اسكات غضب او قربانى نيز بعقيده آنها در صورتى ممكن بود مفيد واقع شود كه قربانىكننده منش ( ضمير ) خوب - گفتار خوب - كردار خوب را دارا باشد و الا نتيجهاى نداشت اين مذهب و اخلاقى كه از آن ناشى شده بود در عالم قديم تازگى داشت از اين جهت است كه محققين معتقدند بر اينكه مذهب
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2972
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٩٧٢