تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2973

مساهمون:

ص٢٩٧٣
آريانهاى ايرانى بر تمام اديان و مذاهب قديمه باستثناى مذهب بنى اسرائيل ( كه در اقليت بودند ) ترجيح داشته و اخلاق آريانها عالىتر از اخلاق ملل قديمه مشرق بوده اين است يكى از چيزهاى تازه كه آريان‌هاى ايرانى در عالم قديم داخل كرده‌اند يعنى مذهبى عالىتر و اخلاقى پاك‌تر پس از مذهب چيزى ميآيد كه نتيجهء مذهب و اخلاقى ناشى از آن است يعنى طرز اداره كردن ممالكى كه تابع ايران شدند در اينجا مسأله‌اى طرح مىشود كه آيا دولت پر عرض و طول هخامنشىها مثل دولت‌هاى قبل از آن يعنى بابل و آسور و مصر و غيره بود يا تفاوتى با آنها داشت ؟ اگر به كتيبه‌هاى آسور رجوع كنيم تفاوت بيّن است آسور و بابل و غيره اقوام و ملل را تابع ميكردند و لكن اداره نميكردند توصيفى كه پادشاهان آسورى از خود ميكنند اين است : تلى از كله‌هاى اقوام بلند كردم - چندين هزار زبان كشيدم - چنان فلان مملكت را زير و زبر كردم كه جنبنده‌اى نماند - هزاران اسير آوردم و آنها را به كارهاى شاقه وا داشتم نمونه اين كتيبه‌ها كتيبه آس سوربنى پال است كه راجع به عيلام در صفحه 54 درج شده و به اين عبارت خاتمه مىيابد : « بوحوش و مار و حيوانات كوير و غزال اجازه دادم كه اين مملكت را اشغال كنند » اما كوروش بزرگ و داريوش اول با نظر رأفت بممالك تابعه مىنگرند - پادشاهان مغلوب را مينوازند و مستشار خود قرار ميدهند - در معابد ملل مغلوبه حاضر شده ارباب انواع آنها را محترم ميدارند - موافق مذاهب آنها تاجگذارى ميكنند و با مؤسسات و عادات و اخلاق آنها كارى ندارد در صورتى كه كوروش نميتوانسته اعتقاد به بت داشته باشد در معبد بابل موافق عادات شاهان بابلى دست مجسمه بل ماردوك را ميگيرد و داريوش كه ممكن نبوده عقيده به آپيس ( گاو مقدس ) مصرىها داشته باشد مبلغ گزافى وعده ميدهد بكسيكه گاوى با نشانه‌هاى مذهبى مصريها پيدا كند تا جايگير آپيس مرده شود تمام اين كارها ناشى از يك چيز است شاهان اولى هخامنشى ممالك را براى