راجع بسلسله ساسانى نيز بايد گفت كه در زمان نامىترين شاه آن توليد علم و ادب در ايران شروع شد و اگر خسرو پرويز دنبالهء آن را قطع نكرده بود دامنه « رنسانسى » « 1 » كه رفته بود شروع شود امتداد مىيافت فى الواقع - در زمان انوشيروان در دفعه اولى ايرانى با علوم يونانى آشنا شد و بشهادت مورخين ادوار اوليه اسلامى در هيچ زمانى به قدر زمان اين شاه در زبان پهلوى كتاب نوشته نشده و ادبيات پهلوى به اين اندازه ترقى نكرده بود . بالاخره شهرهاى زيادى كه از شاهان ساسانى باقى مانده و خرابههاى سدها و پلها و قلاع و قصور و نيز ترقى حرف و صنايع ايران در آن دوره از چيزهائى است كه بر جد بى حد آنها راجع به مملكتدارى شهادت ميدهد . بنابراين و بر آنچه در اين باب كتاب گفته شده و تماما مبتنى بر مدارك است به اين نتيجه ميرسيم كه دولت ساسانى هرچند كوچكتر از دولت هخامنشى ولى سرآمد دولتهائى بود كه آريانهاى ايرانى در ادوار تاريخى خود تشكيل نمودند .
هامش
( 1 ) - رنسانس نهضت علمى و ادبى بود كه در اروپا در قرن شانزدهم شروع شد و اروپائىها با اصل كتب يونانى و رومى آشنا شدند تا آن زمان علوم يونانى را در اروپا از ترجمههائى كه بزبانهاى شرقى شده بوده فرا ميگرفتند .