اطلاعات مبسوطى داشته نوشته است : وقتى كه برزويه طبيب كتاب كليله و دمنه را از هند بايران آورد خسرو اول انوشيروان بسيار مشعوف شد و مجلس جشنى برپا كرده امر نمود كه خطباء و شعراء هريك براى اين مجلس جشن چيزى بسازند .
بالاخره لازم است علاوه شود كه بعضى از مؤلفين و مصنفين قرون اوليه اسلامى و دولتشاه ذكرى از مصراع يا بيتى كه بهرامگور گفته و نيز از كتيبهء قصر شيرين نمودهاند اگرچه اين اشعار بما نرسيده و نقل قول است ولى چون ناقلين آن اشخاصى مثل ابن خرداذبه « 1 » و ثعالى هستند نميتوان قول آنها را طرف توجه قرار نداد « 2 » .
5 - موسيقى
چون از صنايع مستظرفه مذاكره مىشود بىمناسبت نيست كلمهاى چند نيز در باب موسيقى دورهء ساسانى گفته شود بطوريكه در فوق ذكر شد موسيقىدانها در اين زمان خيلى طرف توجه شاهان ساسانى بودند اردشير اول براى آنها مقامى ما بين طبقات مردم معين كرد كه از حيث درجه متوسط بود بهرامگور چون بىاندازه به بزم و طرب علاقه داشت مقام آنها را بالاتر برد در زمان انوشيروان آنها بمقام سابق خود رجعت كردند و در زمان خسرو پرويز باز خيلى مقرب شدند چنان كه صورتها و بعضى از آثار ساسانى نشان ميدهد در موقع شكار هم از ملازمين خاص سلطنتى بودند ( رجوع شود به حجاريهاى ساسانى ) مشهورترين موسيقىدانهاى اين زمان را اينطور ذكر كردهاند :
1 ) باربذ كه در اصل پهلهپت بوده ( فهلبذ اعراب ) بعضى از اسم او تصور ميكنند كه پارتى است و ليكن محققين او را يونانى ميدانند .
هامش
( 1 ) - ابن خرداذبه صاحب المسالك و الممالك در نيمه اول قرن سوم هجرى ميزيسته .
( 2 ) - مصراعى كه به بهرامگور نسبت ميدهند :منم آن پيل دمان و منم آن شير يلهكتيبهء قصر شيرين كه ميگويند بوده و از ميان رفته :هژبرا به گيتى انوشهبذى * جهانرا بديدار توشه بذى .