تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2940

مساهمون:

ص٢٩٤٠
شعر سخنى باشد كه نثر مرسل « 1 » نبوده از حيث عده هجاها ( سيلاب‌ها ) ترتيبى داشته باشد ظن قوى بر آنست كه اين گونه اشعار بوده دلائل اين مطلب از قرار ذيل است : اولا چنان كه از منابع موثقه معلوم است شاهان ساسانى توجه مخصوصى نسبت بموسيقىدانها داشته‌اند و موسيقىدانهاى معروف آن دوره الحان و نواهائى با ساز ميسرودند و خيلى بعيد است تصور كنيم كه الحان يا نواها به كلى عارى از هر ترتيبى بوده زيرا سخنانى كه ميسرودند لابد بايستى از حيث هجايا سجع داراى ترتيبى باشد . ثانيا محققين معلوم كرده‌اند گاثها كه قديمترين قسمت آوستا است شعر هجائى ( سيلابى ) است يعنى در هر بحرى مصاريع از يك عدهء معينى از هجاها يا سيلابها تركيب يافته و اگر در زبان آوستائى كه از حيث صورت و تركيب خيلى قديمتر و صعب التلفّظتر از زبان پهلوى است شعر هجائى ( سيلابى ) ممكن بوده جهة ندارد فرض كنيم كه در زبان پهلوى كه جوان‌تر و ساده‌تر است اين گونه سخن گفتن ممكن نبوده . ثالثا بطوريكه پروفسور آندرياس « 2 » ايران‌شناس معروف معين كرده و آرتوركريستن‌سن عالم دانماركى از او نقل قول مىكند كتيبهء سنگى شاپور اول در حاجىآباد كه به زبان پهلوى است خاتمه مييابد بنطق شاه كه در بحر هشت هجائى گفته شده است « 3 » و باز ارتوركريستن‌سن گويد در نوشتجاتى كه در تورفان يافته‌اند و به زبان پهلوى شمالى و جنوبى است قسمتهائى ديده مىشود كه منظوم است و بيشتر در بحر هشت هجائى تنظيم شده رابعا عبد اللّه ابن مقفّع كه در نيمهء اول قرن دوم هجرى ميزيسته و كتب زيادى از پهلوى به عربى ترجمه كرده و بالنتيجه از اوضاع دوره ساسانيان
هامش
( 1 ) - نثر مرسل يعنى مخنى كه عارى از هر نظمى است . ( 2 ) -Andreas .( 3 ) - شماره 4 - 5 كاوه صفحه 124 - اين است نطق شاپور اول كه در ضمن مقاله عالم مذكور دانماركى در مجله مزبوره مندرج است : مردى كه او اين بنا به طرف مغرب كرده و دستش نيكو است پا در اين دره نهاد و تيرى بجانب اين بنا انداخت پس مرديكه تير بجانب اين بنا انداخت دستش نيكو است .