تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2920

مساهمون:

ص٢٩٢٠
دوره اسلامى وجود داشته و به عربى ترجمه شده بود و ليكن امروزه از اصل يا ترجمه چيزى در دست نيست از مختصرى كه گفته شد اين نتيجه حاصل مىشود كه زبان پهلوى از آواخر قرن چهارم قبل از ميلاد در ايران معمول شده و در قرن دوم و سوم هجرى ( هشتم نهم ميلادى ) هنوز متداول بوده و براى كتابت زرتشتيان تا قرن يازدهم ميلادى ( پنجم هجرى ) به كار ميرفته و ليكن چنان كه در جاى خود بيايد اين پهلوى كاملا پهلوى ساسانى نبوده پس از اينكه اين زبان مبدل به زبان پارسى جديد شد باز اثراتى در مدت دوره‌هاى اسلامى گذاشت چنان كه در ادبيات ايران بعضى گفته‌ها و نوشته‌هاى شعراى بعضى از ولايات ايران را فهلويّات مينامند و اين كلمه معرب پهلويات است چون از كتب پهلوى كه براى عصر ما اسناد تاريخى است مذاكره مىشود نميتوان يك مطلب را ناگفته گذاشت چنان كه در فوق ذكر شد اردشير بابكان جمع‌آورى آوستا را به تن‌سر نامى كه هيربذان هيربذ بود رجوع كرد اين شخص كاغذى به پادشاه طبرستان جسنفس « 1 » نوشته و او را تشويق و ترغيب نموده كه تمكين از اردشير نمايد ضمنا اردشير را ستوده - كارهاى او را شدح داده و صلاح ملك و ملت را در اين ديده كه همه با اردشير همراهى نمايند اين مراسله را در قرن دوم هجرى اين مقفع به زبان عربى ترجمه كرده و ترجمه مزبوره را در قرن ششم هجرى ( 1210 ميلادى ) ابن
هامش
( 1 ) - جسنفس معرب گشناسب است .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2920 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )