بر معتقدات مذهبى است زيرا موافق مذهب آنها اين عالم مخلوط از خوبى و بدى است بنابراين بايد كوشيد كه بدى بر خوبى نچربد از اين جهت هركار خوب يا بد ارزشى دارد و تعرفهء آن معين است و نيز از مختصر مذكور معلوم است كه مجازات در نظر آريانهاى ايرانى در حكم كفاره بوده از اطلاعات مذكور كه مبنى بر استنباطات از آوستا است من جمله اين نتيجه حاصل مىشود كه آريانهاى ايرانى ملتى بودند آرام - طالب امنيت - معتقد بدنياى ديگر و جزاى اخروى بعضى از مجازاتها مىرساند كه از دورهء زندگانى صحراگردى و چوپانى آنها مانده ( مثلا مجازات بدرفتارى با سگ و حيوانات اهلى و غيره ) .
نيز قابل توجه است كه ناقص كردن مقصر مثل بريدن گوش و بينى و امثال آن در جزو جزاهاى آوستائى ذكر نشده و بنابراين بايد گفت كه اين نوع مجازاتها عرفى بوده يا شاهان هخامنشى آن را از بابل و آسور اقتباس كردهاند راجع به مجازاتها در دورهء هخامنشى و ساسانى در فوق سطرى گفته شده و احتياجى به تكرار آن نيست فقط اين نكته را تذكر مىدهيم كه انوشيروان تغييراتى در مجازاتها داد توضيح آنكه : اولا از سختى مجازات ارتداد تا اندازهاى كاست بخصوص اگر كسى مذهب موسوى يا عيسوى را اختيار ميكرد ثانيا راجع به جناياتى كه مجازات آن ناقص كردن مقصر بود به حكم اين شاه در دفعهء اولى ناقص كردن ممنوع شد يعنى به گرفتن جزاى نقدى اكتفا ميكردند و در صورت تكرار فقط گوش يا بينى را ميبريدند .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2917
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٩١٧