قسمت چهارم مذهب عيسوى و بودائى
در دورهء ساسانى علاوه بر مذاهبى كه در داخلهء ايران پديد آمده بود در دو مذهب ديگر از خارجه بايران سرايت ميكرد مذهب عيسوى از طرف مغرب و بودائى از طرف شرق و شمال .
1 - مذهب عيسوى
شاهان ساسانى در ابتداء نسبت بمذهب عيسوى كه از ادس بحدود ايران منتشر ميشد بىقيد بوده خطرى از بودن عيسويها در خاك ايران احساس نميكردند چنان كه امپراطور روم قسطنطين مراسلهء بشاپور بزرگ نوشت و از مهربانى و ملاطفت او نسبت به مسيحيها تشكر و اظهار خوشنودى از ترقى كليساى مسيحى در ايران نمود و ليكن وقتى كه اين شاه استرداد ولاياتى را كه ايران در زمان نرسس بروم واگذار كرده بود از دولت روم خواست و جنگ شروع شد رياست ايران نسبت به عيسويها تغيير كرد چون دولت ايران آنها را دوستان باطنى روم ميدانست به دادن ماليات سرانه سنگينى ( ضعف آنچه كه از ايرانيها ميدادند ) مجبور نمود و ظاهرا به اين عنوان متمسك شد كه عيسويها از خدمات نظامى معافند پس از آن دولت آنها را مجبور نمود كه از مذهب خود برگردند عيسويها مقاومت كردند و دولت بر شدت و سختى خود افزوده امر به خراب كردن كليساها داد كار بدينمنوال بود تا يزدگرد اول به تخت نشست اين شاه نسبت به مسيحيها