تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2862

مساهمون:

ص٢٨٦٢
پرحرفى و خارج شدن از مطلب براى طرفين دعوى ممنوع بود ولى قاضى فرجه داشت كه تحقيقات كند و شهادت شهود را بشنود طرفين حق داشتند از قاضى شكايت كنند قضات حق داشتند كه از مقامات عاليه ولايت اجراى عدالت را بخواهند شاه دادرس نهائى بود و چنان كه گفته شد سالى دو مرتبه بعرائض مردم حضورا رسيدگى ميكرد مردم ميتوانستند از حكم شاه به خود شاه شكايت كنند و در اين موارد شاه از تخت به زير آمده حكميت را به مؤبذان مؤبذ رجوع ميكرد اگر شكايت وارد بود شاكى را راضى ميكردند و الا او مورد سياست واقع ميشد . انوشيروان توجه خاصى به عدالت داشت و غالبا بشخصه بشكايات ميرسيد .

5 - چاپارخانه‌ها

ترتيب اين اداره بطورى بود كه در تشكيلات دورهء هخامنشى مذكور شد خلفاى بنى عباس نيز كاملا اين ترتيب را از دوره ساسانى اقتباس و اداره بريد درست كردند در چاپارخانه‌ها اسب به قدر كفايت بود راههاى مملكتى حفظ و تعمير ميشد در كوهها چاپار پياده و در كويرها چاپارهاى شترسوار معمول بود و ليكن بايد در نظر داشت كه فقط دولت از چاپارخانه‌ها استفاده ميكرد بدينمعنى كه فقط اشخاص رسمى را حركت ميدادند و مرسولات دولتى را حمل مىنمودند .