طرف ديگر مجاز نبودند اين املاك را بفروشند و از نسل به نسل منتقل ميشد .
3 ) وزركان ( بزرگان )
4 ) ازاتان ( آزادان ) « 1 » اين دو عنوان شامل اشخاصى بود كه امور مهمه مملكتى را در دست داشتند مثل رجال بزرگ دولت و صاحب منصبان مهم ادارات و غيره اينها در موقع جلوس شاه بتخت سلطنت براى اصغاء نطق شاه حاضر ميشدند و اينها شاه را عزل ميكردند صاحبان مشاغل مهم بطوريكه به نظر ميآيد از اين قرار بودهاند :
1 ) وزرك فرماذار يعنى بزرگ فرماندار ( وزير اعظم )
2 ) موبذان موبذ
3 ) ايران دبيربذ - منشىباشى شاه
4 ) سپهبذ - رئيس قشون يا وزير جنگ
5 ) واسترى يوشانبذ و هتخشانبذ كه وزير ماليه و وزير صنايع بودند اينها امور دولت را اداره مىكردند اولى نماينده شاه بود و سايرين نمايندههاى طبقات اربعه هيربذان هيربذ بعد از مؤبذان موبذ ميآمد وزير اعظم در اوايل سلطنت ساسانيان لقب هزار پت را داشته يعنى رئيس هزار نفر و چنين به نظر ميآيد كه از زمان هخامنشيها اين لقب به زمان ساسانىها رسيده و ليكن پس از آن اين لقب مبدل بلقب بزرگ فرماندار شد . اختيارات وزير اعظم خيلى زياد بود تمام امور با نظر او ميگذشت و او كارهائى را كه صلاح ميدانست بعرض شاه مىرساند وزير اعظم بايستى از تمام رشتههاى امور مملكتى مطلع و بعلاوه عالم و دربارى باشد و داستانها و ضرب المثلها و قصص و حكايات و همه چيز را بداند تا در مواقعى كه نديم شاه واقع ميشد اسباب سرگرمى و تفريح شاه را فراهم كند و اگر شاه چيزى بپرسد از جواب عاجز نماند تمام امور مملكتى توسط او انجام ميشد چه در
هامش
( 1 ) - در دورهء اسلامى اينها را احرار ميناميدند .