تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1880

مساهمون:

ص١٨٨٠
شنيدند ، بكلّى جرى شدند ، زيرا يقين داشتند كه او با تمام قشونش در ريگ‌هاى روان اين صفحات مدفون خواهد گشت . اين اميدوارى ولات بمرگ اسكندر باعث شد ، كه او مجازاتهاى شديد به اين نوع ولات داد . آريّان فقط دو مورد را ذكر كرده و گويد ، كه اسكندر آبوليت « 1 » و اكساتر « 2 » پسر او را از جهت اختلاس نابود كرد ( كتاب 7 ، فصل 2 ، بند 1 ) .

روايات ديگر

1 - پلوتارك گويد ( اسكندر ، بند 89 ) : سفر جنگى اسكندر بهند عليا ( يعنى هند كوهستانى ) و محاصره شهر مالّيان و تلفات زيادى ، كه در قشون او در مملكت اوريت‌ها روى داد ، باعث اميدوارى مردمانى گرديد ، كه تازه مطيع شده بودند و ولات اين مملكت را بىوفا و گستاخ و خسيس گردانيد . شورش‌طلبى و حب اوضاع تازه بر افكار استيلا يافت . المپياس « 3 » ( مادر اسكندر ) و كل‌اپاتر « 4 » باهم بر ضدّ آن‌تىپاتر نايب السّلطنه مقدونيّه متّحد گشته ممالك اروپائى را بين خودشان تقسيم كردند . اوّلى اپير « 5 » و دوّمى مقدونيه را برداشت . وقتى كه اين خبر به اسكندر رسيد ، گفت مادرم مآل‌بين بوده ، زيرا مقدونيها هرگز راضى نميشدند ، كه زنى بر آنها حكومت كند . اين وقايع باعث شد ، كه او نه‌آرخ را به دريا فرستاد و خودش بجنگ در ايالات دريائى پرداخت ( معلوم نيست كدام ايالات دريائى ) . او خود بشخصه بفرونشاندن شورش ايالات عليا ( باز معلوم نيست كه مقصود كدام ايالات است ) اشتغال ورزيد و با دست خود اكسيارت پسر آبوليت را با زوبينى كشت . پدر او آذوقه‌اى براى قشون اسكندر تهيه نكرد و بجاى آن سه‌هزار تالان نقره ( 72 ميليون ريال ) به او داد . اسكندر امر كرد ، اين پول را جلو اسبان گذاردند و بعد رو به آبوليت كرده گفت ، اين آذوقه ، كه تو جمع كرده‌اى ، بچه درد مىخورد ؟ اين بگفت و فرمود او را در زنجير كردند .
هامش
( 1 ) -Abulites .( 2 ) -Oxatre .( 3 ) -Olympias .( 4 ) -Cleopatre .( 5 ) -Epire .