تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1882

مساهمون:

ص١٨٨٢
اسكندر ، همين كه اين خبر بشنيد ، دستور داد سفاينى آماده سازند ، تا هارپالوس و آتنىها را تنبيه كند ، در اين‌وقت خبر رسيد ، كه هارپالوس به آتن درآمده و با پول معاريف آن شهر را خريده . سپس به زودى مردم آتن جمع شده خواستند ، كه او از شهرشان بيرون رود . در اين‌حال او بسپاهيان يونانى پناه برد و آنها او را توقيف كرده بصوابديد شخصى موسوم به تمبرون « 1 » كشتند . اين خبر اسكندر را مشعوف داشت و او از قصد رفتن به اروپا منصرف گشت . پس از آن اسكندر امر كرد از يونانىها ، آنهائى كه به حكم شهرهاى يونانى از آن مملكت نفى شده بودند ، باستثناى كسانى كه قاتلند ، بيونان برگردند و اموال آنها را يونانىها پس دهند . شهرهاى يونانى ، چون چاره نداشتند ، از اين حكم ، باوجود اينكه بر خلاف قوانين آنها بود ، تمكين كردند ، ولى شهر آتن حاضر نشد حكم مذكور را مجرى دارد ، زيرا آن را بر خلاف آزادى خود دانست . 3 - نوشته‌هاى ديودور راجع بقضيّه هارپالوس در همان زمينه مىباشد و بعلاوه بعض اطّلاعات را متضمّن است ، كه ذكر مىشود . مورّخ مذكور گويد ( كتاب 17 ، بند 108 ) : هارپالوس را اسكندر براى حفاظت خزانه خود و وصول مالياتها در بابل گذاشت . بعد ، همين كه او بهند رفت ، هارپالوس پنداشت ، كه آقايش ديگر برنخواهد گشت . بنابراين خود را والى قسمت بزرگى از اين صفحه دانسته بعيش و عشرت مشغول گرديد ، بناموس زنان پارسى دست تعدّى دراز كرد و اعمال شنيعه بسيار از او سر زد . لهوولعب و خوش‌گذرانى او چنان بود ، كه از درياى احمر ماهى ميخواست و از آتن زنى بدعمل را ، كه پىتونيك « 2 » نام داشت ، نزد خود طلبيده به او هداياى زياد داد ، پس از فوتش تشييع جنازه مطنطنى مرتّب كرد و مقبره باشكوهى براى او در آتّيك بساخت . چون ميخواست براى روزهاى ادبار پناهگاهى داشته باشد ، نسبت بمردم آتن نيكىها ميكرد . پس از مراجعت اسكندر از هند ، چون هارپالوس شنيد ، كه بعض ولات از جهت تقصيرات خود مجازات شده‌اند ، پنجهزار تالان برداشته و ده‌هزار نفر سپاهى اجير گرفته به طرف آتّيك رفت ، ولى چون كسى به او نگرويد ، قشون خود را در دماغه تنار « 3 » در لاكونى « 4 »
هامش
( 1 ) -Thimbrun .( 2 ) -Pythonice .( 3 ) -Thenare .( 4 ) -Laconie .