تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1861

مساهمون:

ص١٨٦١
بزنند ، تا سربازان آب زياد نياشامند و آب را گل‌آلود نكنند . بدبختى ديگرى كه دامن‌گير لشكر اسكندر شد ، اين بود : بواسطه ريگ روان راهنمايان راه را گم كردند و نمىدانستند بكدام طرف حركت كنند . اين‌جاها بدتر از دريا بود ، زيرا در دريا ميتوان راه را بواسطه ستاره‌ها پيدا كرد ( قبل از كشف قطب‌نما فينيقيها راه دريائى را از دبّ اصغر مىيافتند و ديگران از دبّ اكبر . م . ) ، ولى اين‌جا اين علامات هم نبود . در اين‌وقت اسكندر به طرف چپ راند و از سوارهائى ، كه با او حركت كردند ، فقط شش نفر با او بساحل درآمدند . در اين‌جا چاههائى كنده به آب خوبى رسيدند و بعد تمامى لشكر باين‌جا آمده آب خورد و در مدّت هفت روز ساحل دريا را گرفته پيش رفت ، تا بكرسى گدروزى رسيد . پس از ورود به اين محلّ اسكندر آپولّوفان « 1 » ( والى آن ) را تغيير داد ، بجاى وى ( توآس ) را گماشت و چون او بغتة مرد ، سىبيرتيوس « 2 » ، كه والى كرمان شده بود ، والى رخّج و گدروزى گرديد و ايالت كرمان به تله‌پولم « 3 » محوّل شد ( آريّان ، كتاب 6 ، فصل 7 ، بند 4 ) .

روايات ديگر

1 - پلوتارك گويد ( اسكندر ، بند 87 ) : اسكندر ، پس از اينكه نه‌آرخ را فرماندهء سفاين و انس‌كريت را ناخداى كشتى امير البحرى كرد ، خودش خواست از ولايت اوريت بگذرد و در آنجا دوچار قحطى شديد گرديد ، چنان كه فقط ربع قشون او توانستند جان بدر برند ، و حال آنكه از هند با يكصد و بيست‌هزار پياده و پانزده‌هزار سوار حركت كرده بود . غذاى بد ، حرارت آفتاب ، امراض مسرى تلفات زياد وارد آورد ، ولى بيشتر از گرسنگى تلف شدند . در اين ولايت زراعت نميشود و زمين محصولى نميدهد . اهالى گوشت ميش‌هاى لاغر و ماهى ميخورند و بدنشان متعفّن است . پس از 60 روز اسكندر به گدروزى رسيد و در اين‌جا ولات همه قسم آذوقه تدارك كرده بودند . 2 - ديودور هم اين سفر جنگى را در همان زمينه‌ها ، كه ذكر شد شرح داده و گفته ) كتاب 17 ، بند 105 ) : بعد اسكندر داخل ولايتى شد ، كه عارى از هر
هامش
( 1 ) -Apollophane .( 2 ) -Sibyrtius .( 3 ) -Tlepoleme .