اسكندر براى اجراى اين مقاصد توآس « 1 » را با چند سوار به طرف ساحل فرستاد و او چند نفر ماهىگير در كلبههاى حقير ، كه از صدف و استخوان ماهى ساخته بودند ، يافت . اينها زمين را كنده كمى آب بد بدست ميآوردند . در اين احوال اسكندر به جائى ، كه حاصلخيز بود و غلّه داشت ، رسيده امر كرد مقدارى غلّه بسواحل حمل كنند و ظروف را خودش مهر كرد ، اگرچه سپاهيان ، و حتّى آنهائيكه حفظ آذوقه را به عهده داشتند ، از شدّت گرسنگى مهر را شكسته آذوقه را بين خودشان تقسيم ميكردند . در اينوقت اسكندر مشغول معاينه محلّى براى ايستگاه بود و ، چون برگشت و ديد ، كه سربازان در حال اضطرار چنين كردهاند ، آنها را بخشيد .
اسكندر براى تحصيل علوفه به تمام محلّهاى اين ولايت كس فرستاد و بعد بتوسط كريتهاوس كالّاتيانوس « 2 » عليق براى بحريّه خود حمل كرد ، ببوميها گفت غلّه و خرما و حشم بياورند و تهلف « 3 » را با مقدارى آرد بجاى ديگر فرستاد .
بعد اسكندر به طرف پورا « 4 » پايتخت گدروزى حركت كرد و پس از شصت روز از زمانيكه از اورس « 5 » بيرون آمده بود بدانجا رسيد ( پورا را فهرج كنونى ميدانند . م . ) آريّان گويد : « بقول تمام مورّخين مشقّات گذشته قشون اسكندر در آسيا طرف مقايسه با مشقّات اين سفر ( يعنى سفر 60 روزه ) نبود . اگر ميتوان قول كلآرخ را باور كرد ، او گويد كه اسكندر از مخاطرات اين راه آگاه بود و ميدانست ، كه لشكرى از اينجاها برنگشته ، ولى چون اهالى گفتند ، كه سميراميس ( ملكه داستانى آسور ) وقتى كه از هند فرار ميكرد ، فقط با بيست نفر برگشت و كوروش ، كه خواست به اين صفحات درآيد ، از تمامى لشكرش هشتمين كسى بود ، كه از اين جاها بيرون رفت ( يعنى كوروش با هفت نفر بسلامت بيرون رفتند ) اين حكايات جاهطلبى اسكندر را تحريك كرد و خواست كارى بيش از سميراميس و كوروش كرده باشد . اين خيال و نيز قصد رسانيدن آذوقه ببحريّه باعث شد ، كه اسكندر اين راه را اختيار كرد » ( همانجا ، بند 3 ) .
هامش
( 1 ) -Thoas .( 2 ) -Critheus . Callatianus .( 3 ) -Telephe .( 4 ) -Pura .( 5 ) -Ores .