فريسمان « 1 » پسر فراتافرن « 2 » والى پارت و گرگان - كلآندر « 3 » و سىتالسس « 4 » و هراكون « 5 » ، يعنى سه سردارى ، كه با پارمنين در ماد بودند ، با قسمت بزرگى از لشكر وارد شدند ( آريّان ، كتاب 6 ، فصل 8 ، بند 1 ) .
مجازات ولات
در اينوقت شكايات زياد از تعدّيات و تجاوزات كلآندر و سىتاللس رسيد . اهالى بيك زبان ميگفتند ، كه اينها معابد را غارت كردهاند ، ظلم و تعدّى بمال و عرض و ناموس مردم روا داشته ، حتّى قبور را نبش كردهاند . اسكندر امر كرد اين دو نفر را كشتند ، تا اين مجازات براى ديگران درس عبرت باشد . هراكون ، كه در اينموقع تبرئه يافت ، بعد محكوم باعدام شد ، زيرا اهالى شوش ثابت كردند ، كه معبد آنها را غارت كرده . ستاسانور و فريسمان شترهاى زياد و چهارپايان بارى بسيار آوردند . اين كمك بموقع رسيد و چهارپايان مزبور را بقسمتهاى قشون تقسيم كردند ( همانجا ، بند 2 ) .
در باب مجازات ولات و آمدن نهآرخ نزد اسكندر روايت كنتكورث چنين است ( كتاب 10 ، بند 1 ) : در اين احوال كلآندر ، سىتالسس ، هراكون و آگاتن « 6 » ، كه قاتلين پارمنين بودند ، وارد شدند . اينها پنجهزار پياده و هزار سوار با خود آوردند ، ولى از پى آنها كسانى هم آمدند ، كه اين سرداران را از جهت بدرفتارى مقصّر ميدانستند . كشتن پارمنين بامر اسكندر براى پوشاندن اينهمه جنايات كافى نبود . اينها نه فقط مردم عوام را غارت كردند ، بل چيزهاى مقدّس را هم زير پا گذاشتند . دختران جوان و زنان نجيب از اعمال شنيع آنان و از بىناموس شدن خود ميناليدند و زار ميگريستند . » بقدرى اين سركردگان در خسّت و فسق و فجور غوطهور شدند ، كه اسكندر مقدونى مورد تنفّر خارجيها گرديد . در ميان اعمال قبيحه رفتار كلآندر مخصوصا جلب توجه ميكرد . او ، پس از آنكه دخترى را از خانواده نجيب بىسيرت كرد ، وى را بيكى از غلامان خود بسان كنيزكى بخشيد . در اينوقت دوستان اسكندر خوشنود گشتند ، از
هامش
( 1 ) -Pharismane .( 2 ) -Phratapherne .( 3 ) -Cleandre .( 4 ) -Sitalces .( 5 ) -Heracon .( 6 ) -Agathon .