تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1860

مساهمون:

ص١٨٦٠

تلفات لشكر

بعد آريّان تلفات لشكر اسكندر را شرح ميدهد : يك قسمت بزرگ قشون و بخصوص مالهاى بنه از حرارت و تشنگى تلف شدند . اينها در كوههاى ريگ روان داغ در ميماندند و در آن فرو ميرفتند ، چنان كه شخص در لجن يا در برف فرو ميرود ، و بعد در همانجا مدفون ميگشتند . از ناهموارى راه هم در رنج و تعب بودند ، زيرا چهارپايان بنه نه ميتوانستند بالا روند و نه پائين آيند . در نتيجه لشكر بواسطه قحطى آب توانائى را از دست داد . حركت در شب و بخصوص قبل از طلوع آفتاب مشقّات كمترى داشت و شبنم قدرى هوا را خنك ميكرد ، ولى در وسط روز حرارت و تشنگى عنان طاقت را از دست همه مىربود . سربازان مالهاى بنه را مىكشتند ، تا غذائى براى خودشان تهيّه كنند . گوشت اسبها و قاطرهائى را ، كه از خستگى سقط شده بودند ، ميخوردند . تحقيق يا بازپرسى در كار نبود و اسكندر از اوضاع اطّلاع داشت ، ولى ، چون همه تقصير داشتند ، از ناچارى با اغماض به اين وضع مينگريست . بيمارها يا اشخاصى را ، كه نمىتوانستند با قشون حركت دهند ، ميگذاشتند و ميگذشتند ، زيرا عدّه چهارپايان حمل‌ونقل و ارّابه‌ها كم بود و ، اگر ميخواستند اين نوع كسان را حمل كنند ، از سرعت حركت لشكر ميكاست و ، چون هركس عجله داشت ، زودتر از اين صفحه بيرون رود ، كسى بفكر كسى نبود . اگر كسى از شدّت خستگى بخواب ميرفت ، چون بيدار ميشد ، خود را تنها ميديد . بعد ، كه ميخواست از دنبال لشكر برود ، در درياى ريگ روان گم ميشد . اينها همه تلف شدند . سانحه ديگرى ، كه براى قشون و باقىمانده مالهاى بنه باعث بدبختى شد ، اين بود : وقتى كه بادهاى ساليانه وزيدن ميگيرد ، بارانهاى زياد مىآيد ، ولى نه در دشتها بل در كوهها ، زيرا ابرهاى سياه بالاى كوهها جمع مىشود . روزى كه لشكر در كنار جويبار اردو زده بود ، در حوالى پاس دوّم شب سيلى روان گشت و نواقل اسكندر ، زنان و كودكان و لوازم قشونى را برد . سربازان با زحمت زياد توانستند خود و اسلحه‌شان را نجات دهند . باوجود اين بعضى را سيل برد و برخى از آشاميدن آب زياد تلف شدند . بر اثر اين سانحه اسكندر محتاط گشته امر كرد اردو را بمسافت 20 استاد از جويبارها
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1860 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )