آتن معيّن كرده بملاقات پدر شتافت . بعد از چندى يك جنگ دريائى بين اسپارتيها و آتنيها درگرفت ، كه در تاريخ موسوم بجنگ اگس پتامس « 1 » مىباشد ( اين محل در بالاى سستس واقع بود ) در اين جنگ آتنىها شكستى فاحش خوردند :
از 180 كشتى آتن فقط 12 سفينه فرار كرد و تمام سرداران آتن ، باستثناى كنن كه فرار كرده بجزيرهء قبرس پناه برد ، گرفتار شدند . پس از آن امير البحر اسپارت سامس را گرفته مردم آنجا را مجبور كرد بآتن فرار كنند ، با اين نقشه كه سكنهء آتن زياد شود و آذوقه نداشته باشند ، چه امير البحر راه حمل آذوقه را به آتن از طرف درياى سياه بريده بود .
احوال آتن
در اين وقت احوال آتن فلاكتبار بود و كزنفون آن را چنين توصيف كرده ( تاريخ يونان ، كتاب 2 ، بند 2 ) : آتنىها كه از خشكى و دريا در محاصره بودند ، نميدانستند چه كنند . نه بحريّه داشتند و نه متحدينى و نه آذوقه . اينها منتظر بودند بليّاتى را تحمل كنند ، كه خود آتنيها نسبت بمتحدين اسپارت روا داشته بودند ، فقط از اين جهت ، كه چرا اين دول كوچك متحدين اسپارت شدهاند . از ترس چنين پيشآمدها ، باوجود قحطى و گرسنگى و با اينكه كسان زياد تلف ميشدند ، آتنىها نميخواستند تسليم شوند ، ولى گندم تمام شد و چاره را در اين ديدند ، كه سفرائى نزد لاسدمونيها فرستاده درخواست صلح كنند ، به اين شرط كه ديوارهاى پيره « 2 » خراب نشود ( پيره بندر آتن بود ، اين بندر را آتنيها پس از جنگهاى ايران و يونان بسعى و اهتمام تميستوكل ساخته بودند و ديوارهائى ممتد آن را به آتن اتّصال داده بود ) ولى آژيس « 3 » اسپارتى به آنها جواب داد ، كه چون اختياراتى ندارد ، سفرا بايد باسپارت بروند . آتنىها راضى شدند ، كه سفرا باسپارت بروند ، ولى پس از ورود به سلّاسى « 4 » ، همين كه افورها ( رجال درجه اوّل اسپارت ) دانستند ، كه پيشنهاد آنها همان است ، كه به آژيس كردهاند ، به آنها پيغام دادند : آمدن شما به اسپارت بىحاصل است ، مگر اينكه برگرديد و پس از
هامش
( 1 ) -Aegos - Potamos .( 2 ) -Piree .( 3 ) -Agis .( 4 ) -Sellasie( اين شهر در سرحدّ لاكونى بود ) .