تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1826

مساهمون:

ص١٨٢٦
برداشته بود و آن را حامى خود ميدانست ، او را پوشيد و لئونّاتوس از طرف ديگر او را دفاع كرد . اين دو نفر مجروح شده بودند و اسكندر در حال نزع بود ( آريّان ، كتاب 6 ، فصل 3 ، بند 3 ) .

تسخير قلعه ، قتل‌عام

پس از شكستن نردبان مقدونيها ديدند ، كه نمىتوانند خودشان را به اسكندر برسانند و ، چون او را در خطر ميديدند ، در جستجوى هر وسيله شدند ، كه اين نقص را جبران كنند . بعضى ميخهائى در ديوار فرو برده و به اين ميخها آويخته روى شانه‌هاى يكديگر خودشان را به بالاى سنگر كشيدند . بعد بدرون قلعه جسته به طرف اسكندر شتافتند و ، چون ديدند ، كه او خوابيده و هيچ حركت نميكند ، بناى ناله و ضجّه را گذارده با سپرهايشان تن او را پوشيدند . برخى دروازه‌هائى را ، كه بين دو برج بود ، باز كرده مقدونىها را بدرون قلعه راه دادند . اينها ، همين كه وارد قلعه شدند ، حمله بهنديها كرده بكشتارى مهيب پرداختند و باحدى ابقاء نكردند ، چنان كه مرد و زن ، بزرگ و كوچك همه از دم شمشير گذشتند ( همانجا ، بند 4 ) .

زخم اسكندر ، تذكّر آريّان

آريّان گويد ( كتاب 6 ، فصل 4 ، بند 1 ) : راجع به زخم اسكندر روايات مختلف است . بعض نويسندگان گويند : طبيبى كريتودموس « 1 » نام از اهل گس ، كه از اعقاب اسكولاپ « 2 » بود ، زخم را گشوده آهن را بيرون كشيد . برخى گفته‌اند ، كه سماتوفيلاكس پرديكّاس « 3 » ، طبيب را دور كرده بامر اسكندر زخم را با شمشير گشود و تير را بيرون آورد . از اسكندر بواسطه اين زخم خونى زياد رفت ، ولى در حال بيهشى دوّم خون ايستاد . اين واقعه چند دروغ تاريخى ايجاد كرد ، كه اگر كتاب من آن را بر طرف نكند ، در نزد اعقاب ما انتشار خواهد يافت . عموما به اين عقيده‌اند ، كه اين قضيّه در جنگ با مردم اكسىدراك وقوع يافته ، و حال آنكه شكّى نيست ، كه در جنگ با مالّيان ، يعنى مردم آزاد هند ، روى داده . راست است ، كه مالّيان ميخواستند
هامش
( 1 ) -Critodemus .( 2 ) -Esculape( بعقيدهء يونانيها ربّ النّوع طبّ بود ) . ( 3 ) -Somatophylax Perdiccas .