و برخى باستقبال مقدونيها شتافته خودشان را روى شمشيرهاى آنان افكندند .
بدين ترتيب پنجهزار نفر كشته شد و احدى اسير نگشت . آريّان گويد : « اين مردان دلير مرگ شرافتمندانه را بر زندگانى ترجيح دادند » ( كتاب 6 ، فصل 2 ، بند 2 - 3 ) .
تعقيب مالّيان ، تسخير پايتخت آنها
پس از آن اسكندر در تعقيب مالّيان داخل كويرى شد و در آنجا يك روز بماند . در اينوقت او به پىتون « 1 » و دمتريوس « 2 » دستور داد ، كه با پيادهنظام و سپاهيان سبكاسلحه به طرف رود برگشته كسانى را ، كه تسليم نمىشوند ، بكشند و نيز با كسانى ، كه در جنگلها در كنار رود باشند ، چنين كنند . امّا خود اسكندر به طرف پايتخت مالّيان راند ، زيرا فراريهاى ساير شهرها در آنجا جمع شده بودند . اينها ، همين كه از نزديك شدن اسكندر آگاه شدند ، پايتخت را رها كرده و از رود هيدرااتس گذشته در ساحل مقابل بر يك بلندى صفوف خود را آراستند ، تا از عبور اسكندر از رود مزبور ممانعت كنند . اسكندر در حال در رأس سوارهنظام حركت كرد و پيادهنظام از دنبال او روانه شد . پس از آن ، اسكندر ، همين كه برود رسيد ، از آن گذشت و مالّيان ، چون جسارت او را ديدند ، منظّما عقب نشستند ، ولى بعد كه دريافتند ، جنگ با سوارهنظام است ، برگشته سخت جنگيدند . عدّهء اينها پنجاههزار نفر بود . اسكندر ، چون ديد اينها تنگ بهم چسبيدهاند و او پياده نظام ندارد ، بزدوخوردهاى مختصر اكتفا كرد ، تا آگريان و سپاهيان سبكاسلحه و كمانداران رسيدند . فالانژ هم نزديك بود برسد . در اين احوال از جهت رسيدن قواى اسكندر ، هنديها بقلعهاى پناه بردند و او حمله كرده عدّهء زيادى از آنها بكشت و باقى را در اين انتظار ، كه پيادهنظام برسد ، در شهر محاصره كرد ، و چون شب در ميرسيد و قشون اسكندر بواسطهء طىّ مسافت زياد و عبور از رود خسته بود ، يورش بروز ديگر محوّل گشت و فرداى آن روز اسكندر قشون خود را دو قسمت كرده حمله برد . در نتيجه هنديها بقلعه پناه بردند ، اسكندر يكى
هامش
( 1 ) -Python .( 2 ) -Demetrius .