تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1827

مساهمون:

ص١٨٢٧
با مردم اكسىدراك متّحد شوند ، ولى اسكندر به آنها مجال نداد . بعد آريّان از موضوع خارج شده گويد : « چنين است نيز آن عقيدهء كذب ، كه موافق آن جنگ آخرى داريوش را با اسكندر در اربيل مىدانند ، و حال آنكه بگفته بطلميوس و آريستوبول در نزديكى گوگمل و رود بوملوس « 1 » ( زهاب ) روى داد و ، چون گوگمل قصبهء حقيرى بشمار ميرفت و نام آن معروف و خوش‌آهنگ نبود ، نام صدادار اربيل را ترجيح دادند . اگر بخواهيم اين نوع بىرعايتى را مجاز بدانيم ، پس بايد جدال دريائى سالامين را به برزخ كرنت « 2 » و جدال بحرى آرتميز را به اژين « 3 » يا به سونيوم « 4 » نقل كنيم » . پس از اين چند جمله آريّان بموضوع برگشته ، چنان كه گويد : مورّخين متّفقند ، كه په‌سست اوّل كسى بود ، كه اسكندر را با سپر خود پوشيد . راجع به آبره‌آس و لئونّاتوس روايات مختلف است . برخى گفته‌اند ، كه اسكندر از ضربتى ، كه بسر او وارد آمد ، افتاد و چون بعد برخاست ، تيرى به سينه‌اش فرو نشست . اما بطلميوس فقط قضيّه تير را ذكر كرده . مهمترين اشتباه تاريخى در اينجا است ، كه بعضى نوشته‌اند : بطلميوس از جمله اشخاصى بود ، كه با اسكندر به بالاى سنگر برآمد ، با سپرش او را پوشيد و حتّى پس از اين واقعه لقب سوتر « 5 » يافت ، و حال آنكه خود بطلميوس گويد ، كه چون در جاى ديگر بجنگ با هنديها مشغول بود ، در اينجا حضور نداشت . بعد مورّخ مذكور گويد : از اينكه از موضوع خارج شدم ، طلب عفو ميكنم . ميخواستم كسانى ، كه بعد از ما تاريخ خواهند نوشت ، در انتخاب وقايع و شرح آن بيشتر احتياط كنند .

شايعهء مرگ اسكندر

در اين احوال ، كه اسكندر مشغول معالجه و بستن زخم خود بود ، در اردويش خبر مرگ او شيوع يافت . حزن و اندوه مقدونيها عمومى بود ، چنان كه ضجّه و ناله همه بلند شد و پس از آن اين خبر باعث نگرانىها و بهت گرديد . ميگفتند : « كدام‌يك از آنهمه سرداران ، كه
هامش
( 1 ) -Bumelus .( 2 ) -Corinthe .( 3 ) -Egine .( 4 ) -Sunium .( 5 ) -Soter( يعنى ناجى ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1827 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )