تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1823

مساهمون:

ص١٨٢٣
او وارد شود . بعد اسكندر به شهر اوّل يورش برد و سنگرهاى مالّيان را گرفت . در نتيجه عدّهء زيادى از اين مردم كشته شد ، عدّه‌اى از حيّز انتفاع افتاد و بقيّه مردم بقلعه‌اى ، كه بر يك بلندى بود ، پناه بردند . اين‌ها در اينجا مزايائى داشتند ، تا بالاخره مقدونيها بر جدّ خود افزوده قلعه را گرفتند و دوهزار نفر مالّيانى از دم شمشيرهاى مقدونى گذشت . اما پرديكّاس ، همين كه به شهر ديگر ، كه ميبايست محاصره كند ، رسيد و ديد ، كه شهر خالى است و سكنهء آن فرار كرده‌اند ، بتعقيب آنان پرداخت و تقريبا تمامى فراريها را كشت . فقط عدّه كمى خودشان را بباطلاقها رسانيده نجات يافتند ( آريّان ، همانجا ، بند 2 ) .

عبور از هيدرااتس ، تسخير شهر برهمن‌ها

اسكندر بقشون خود استراحت داده در پاس اوّل شب حركت كرد . بعد تمام شب را با سرعت پيش رفته در طليعهء صبح برود هيدرااتس رسيد . چون مالّيان بتازگى از اين رود گذشته بودند ، اسكندر آنها را تعقيب كرده بعضى را در وسط رود و برخى را در آنطرف آن كشته نفرات زياد اسير كرد . عدّهء زيادى هم خودشان را به جائى رسانيدند ، كه طبيعت و كارهاى دستى اهالى ، آن را محكم كرده بود . باوجود اين ، چون پياده‌نظام رسيد ، مقدونيها قلعه را گرفته ، هرقدر كه ميخواستند ، از مالّيان كشتند و باقى را اسير كردند . بعد اسكندر به قصد شهر ديگر برهمن‌ها حركت كرد ، زيرا بعض مالّيان باينجا پناهنده شده بودند . فالانژ بمحاصره پرداخت و مقدونىها تير بر اهالى باريدند . در اين‌وقت اهالى بقلعه درآمدند و بعض مقدونىها با اهالى در يك زمان داخل قلعه شدند . آنها چون وضع را چنين ديدند ، برگشته 25 نفر مقدونى را كشتند و پس از آن اسكندر امر كرد نردبانها را آورده قلعه را بكوبند . يكى از برجها خراب شد و شكافى در قلعه پديد آورد . اسكندر از اين‌موقع استفاده كرده از شكاف مزبور حمله كرد و مقدونيها ، چون اين اقدام اسكندر را ديدند ، از اينكه او از سربازان پيش افتاده ، خجل گشته از هرطرف از ديوار قلعه بالا رفتند و تازه بارگ رسيده بودند ، كه ديدند ، هنديها خانه‌ها را آتش زده‌اند . پس از آن بعض اهالى خودشان را در آتش انداختند
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1823 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )