تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1821

مساهمون:

ص١٨٢١
آنكه يك جام زرّين را پر از شراب كرده بدماغهء كشتى رفت و شراب را برود ريخت . بعد براى هركول ، يعنى نياى اجدادش ، و براى آمّون و ساير خدايان يونانى مىگسارى كرده گفت ، شيپور حركت بدمند . پس از آن كشتىها را از جا كندند . منظرهء اين كشتىها و حركت آنها و صداى پاروها ، كه بفرمان كلستس « 1 » به كار ميافتاد و انعكاس صداهاى ملّاحان و پاروزنان در كوهها و جنگلهاى سواحل رود بقدرى جالب توجه بود ، كه هنديها از هرطرف براى تماشاى آن جمع شده بودند . آريّان گويد ، كه چنين منظره‌اى تا آن‌روز ديده نشده بود ، زيرا ديونيس ( باكوس ) سفر دريائى نكرد . بعد او گويد ، كه آواز خارجىها در سواحل طنين ميانداخت ، زيرا هنديها موسيقى و آواز را خيلى دوست دارند و اين چيزها را از باكوس ياد گرفته‌اند ( معلوم است ، كه افسانهء يونانى است ) . روز سوّم اسكندر به جائى رسيد ، كه كراتر و هفس‌تيون اردو زده منتظر او بودند . دو روز بعد فيليپ هم با بقيّهء قشونش وارد شد و اسكندر او را مأمور كرد در امتداد رود آل‌سه‌زينس حركت كند . پس از آن اسكندر سفر خود را تا رود هيداسپ ، كه عرضش بيست استاد بود ، دنبال كرده مردمان كنار رود را با مذاكره يا بعنف باطاعت درآورد . از جمله اسكندر تهيّه ميديد ، كه بر مردم مالّيان « 2 » و اكسىدراك « 3 » بتازد ، تا به آنها مجال تداركات جنگ ندهد ، زيرا اين مردمان كثير العدّه و جنگى ، زنان و كودكانشان را در جاهاى محكم جا داده و خودشان عازم جنگ بودند ( مردم مالّيان را بعضى نياكان مردم مولتان كنونى ميدانند . م . ) .

آسيب يافتن كشتىهاى اسكندر

بقول آريّان ( كتاب 6 ، فصل 1 ، بند 4 ) : پس از پنج روز طى مسافت ، اسكندر به جائى رسيد ، كه رود هيداسپ برود آل‌سه‌زينس ميريزد . مجراى رود در اينجا تنگ و جريان آب تندتر است . امواج آب با قوّت به هم خورده و از تصادم خرد شده عقب ميرود و گردابهائى ايجاد مىكند ، كه بسيار خطرناك است . كشتيهاى اسكندر در اينجا
هامش
( 1 ) -Kleustes( شخصى ، كه به پاروزنها فرمان ميداد ) . ( 2 ) -Malliens .( 3 ) -Oxydraques .