تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1819

مساهمون:

ص١٨١٩
و نفيس از طرف او آورده گفت ، كه خود پادشاه ميخواست بيايد و بپاى اسكندر بيفتد ، ولى ناخوشى مانع شد . فرستادگان اسكندر هم قول او را تأييد كردند . اسكندر از اين اظهارات خوشنود گشت و آبيسارس را بپادشاهى ابقاء كرده ارشك را گماشت ، كه نزد او بماند . پس از آن اسكندر ترتيب باج را داده از رود آل‌سه‌زينس باينطرف گذشت و بكنار رود هيداسپ درآمد . چون بواسطه هواى بد در شهر بوسفالى و نيكه خرابيهائى پديد آمده بود ، اسكندر چندى در اينجا براى مرمّت خرابيها و تنظيم امور اين صفحه بماند . بعد او در كنار رود هيداسپ چند كشتى ترياكن‌تر « 1 » ، هميولى « 2 » و هىپاگوگ « 3 » جمع كرده تصميم كرد ، تا دريا براند ( مقصود درياى عمان و هند است ) . آريّان گويد : چون اسكندر ديد ، از تمام رودها رود سند يگانه رودى است ، كه بزمجه دارد و نيز چون مشاهده كرد ، كه در كنار آل‌سه‌زينس ، كه بسند ميريزد ، باقلائى مانند باقلاى مصر ميرويد ، به اين عقيده شد ، كه سرچشمهء نيل را پيدا كرده ، يعنى پنداشت ، كه نيل از هند شروع شده از كويرهاى وسيع ميگذرد و اسم خود را گم مىكند ، بعد در حبشه سر درآورده بنام نيل ، يا چنان كه هومر گويد ، بنام اگيپ‌توس « 4 » در مصر جريان مييابد و بدرياى مغرب ميريزد . بنابراين تصوّر ، اسكندر بمادر خود المپياس نوشت ، كه بالاخره سرچشمهء نيل را پيدا كرده ، ولى بعد كه اهالى به او گفتند ، رود هيداسپ برود آل‌سه‌زينس ميريزد و اين رود به سند و رود سند به دريا و نيز توضيح دادند ، كه سند مناسبتى با نيل ندارد ، او اين‌جاى نامهء خود را محو كرد . كسانى را ، كه اسكندر براى ساختن كشتىها به كار برد ، عبارت بودند از : فينيقىها ، اهالى قبرس ، كاريان و مصريها ، كه از دنبال لشكرش آمده بودند ( كتاب 6 ، فصل 1 ، بند 1 ) . در اين احوال ، بقول آريّان و كنت‌كورث ، سنوس « 5 » از مرضى درگذشت و دفن
هامش
( 1 ) -Triacontere( كشتى سى پاروئى ) . ( 2 ) -Hemiolie( كشتىهائى كه دو صف پاروزن داشت ) . ( 3 ) -Hipagoges( كشتى حمل‌ونقل سواره‌نظام ) . ( 4 ) -Egyptus .( 5 ) -Coenus ( Koinos ) .