باشكوهى براى او ترتيب دادند . كنتكورث گويد ( كتاب 9 ، بند 3 ) ، كه هرچند اسكندر از فوت او متأسف شد ، ولى نتوانست خوددارى كند و گفت : « چند روز پيش او نطق مفصّلى كرد ، مثل اينكه اميدوار بود ، كه تنها او مقدونيّه را خواهد ديد » بعد اسكندر تمام هترها و نمايندگان هند را جمع و در حضور آنها اعلام كرد ، كه متصرّفات هند را ، كه عبارت از هفتگونه مردم و بيش از دوهزار شهر است ، به پروس واميگذارد ( عدّهء شهرها و ارقامى ، كه آريّان ذكر كرده ، اغراقآميز است ، مگر اينكه قصبات و دهات را شهر بشمار آوريم ، زيرا باوجود آبوتابى ، كه مورّخين يونانى به كارهاى اسكندر در هند ميدهند ، بالاخره فتوحات او بپنجاب محدود بوده و پنجاب يكقسمت كوچك هند است . م . ) .
پس از آن اسكندر با آن قسمت قشون خود ، كه موسوم به هىپاسپيست « 1 » بود با كمانداران و آگريان و قسمتى از سوارهنظام بكشتىها نشست . در اينوقت كراتروس مأمور شد ، پيادهنظام و قسمت ديگر سوارهنظام را از ساحل راست سند حركت دهد و هفستيون با قسمت اعظم لشكر و دويست فيل ساحل چپ همان رود را بپيمايد . اينها مأمور بودند ، كه بپاىتخت سوفىتس درآيند . در همينوقت فيليپ والى صفحاتى ، كه در اينطرف سند واقع و مجاور باختر بود ، مأمور گرديد ، سه روز بعد ، از دنبال آنان حركت كند . فرماندهى تمام بحريّه به نهآرخ « 2 » و رياست كشتى ، كه خود اسكندر در آن بود ، به انسكريت « 3 » تفويض شد ، ولى اين شخص ، چنان كه آريّان گويد ، در تاريخى كه نوشته ، خود را فرماندهء كلّ خوانده ( كتاب 6 ، فصل 1 ، بند 2 ) .
حركت بحريّه
آريّان عدّهء كشتىها را موافق روايت بطلميوس دوهزار نوشته ( همانجا ، بند 3 ) . از اين عدّه هشتاد كشتى ، سى پاروئى بود و بقيّه ، كشتىهاى سبك و حملونقل . اسكندر در طليعهء صبح بكشتى نشست و موافق آداب يونانى براى خدايان و رود هيداسپ قربانى كرد ، توضيح
هامش
( 1 ) -Hypaspistes( قراولان مخصوص ) .
( 2 ) -Nearque .( 3 ) -Onescrite .