در اشتباه انداخته غرق حيرت گرداند .
ديودور اين چيزها را چنين شرح ميدهد ( كتاب 17 ، بند 95 ) دوازده محراب ، كه براى دوازده خدا ساخته شده بود و هركدام 50 ارش ارتفاع داشت . خطى ، كه دور اردو كشيده شد ، سه برابر خطوط اردوى معمولى بود . مقدونىها خندقى كندند ، كه پنجاه پا عرضش و چهل پا عمق آن بود و خاك آن را براى ساختن ديوارى به كار بردند . بعد اسكندر بهر يك از سربازان مقدونى امر كرد در چادر خودشان دو بستر ببلندى 5 ارش بسازند و بسوارها دستور داد ، كه دو آخور به اندازه دو برابر آخورهاى معمولى بر اين بسترها بيفزايند . او بهر چيز اندازههاى بىتناسب داد ، تا بعدها تصوّر كنند ، كه اين سفر جنگى را پهلوانان فوقالعاده انجام دادهاند و نيز مردمان هند از اين آثار پندارند ، مردمى كه فوق بشر بوده ، اين چيزها را ساخته .
مبحث چهارم از رود هيفاز تا اوقيانوس هند ( 326 - 325 ق . م )
بازگشت برود هيداسپ
پس از اينكه اسكندر آثار و علاماتى از بودن خود و قشونش ، چنان كه ذكر شد ، در اينطرف رود هيفاز گذاشت ، فرمان حركت داد و بقول آريّان ( كتاب 5 ، فصل 6 ، بند 5 - 6 ) بكنار رودهاى هيدرااتس « 1 » و آلسهزينس « 2 » برگشته به اين طرف گذشت . ديودور اسم رود آخرى را آسهزين « 3 » نوشته ( كتاب 17 ، بند 95 ) - سترابون نيز آن را چنين ناميده ( كتاب 15 ، فصل 1 ، بند 18 ) .
در كنار رود آخرى هفستيون شهرى ساخت و اسكندر آن را با اهالى ولايات همجوار مسكون داشته بعد بتداركات رفتن باوقيانوس پرداخت .
در خلال اين احوال ارزاس ( ارشك ) والى مملكتى ، كه در همجوارى آبيسارس بود ، با برادر و صاحبمنصبان عمده پادشاه مزبور وارد شهر شده هداياى گرانبها
هامش
( 1 ) -Hydraotes .( 2 ) -Alcesines .( 3 ) -Acesine .