كه براى يونانيها پيش آمده بود ، شبيه نبود ، زيرا فيلها از هرطرف صفوف ضخيم فالانژ مقدونى را مىشكافتند . در اينوقت سوارهنظام هندى باز بسوارهنظام مقدونى حمله برد ، ولى چون عدّهء سواران مقدونى و اطّلاعات تعبية الجيشى آنان بيشتر بود ، آنها موفّق شدند ، كه سوارهنظام هندى را تا فيلها عقب نشانند . بر اثر اين وضع از سوارهنظام مقدونى به خودى خود و برحسب اقتضاى جدال ( نه بواسطهء امر سردارى ) دسته واحدى تشكيل يافت و از هرطرف ، كه اين سوارهنظام حركت ميكرد ، از هنديها عدّهاى زياد مىكشت . فيلها ، چون از هرطرف محصور و در فشار واقع شدند ، ضررشان براى هنديها كمتر از ضرر آنها براى دشمن نبود ، زيرا سپاهيان را از خودى و بيگانه زير پا ميگرفتند . از سوارهائى ، كه در اينجا جمع شده بودند ، عدّهاى زياد كشته شد . بعد ، چون مقدونيها فيلبانان را با تير از پشت فيلها به زمين انداختند و فيلها زخمهاى زياد برداشتند ، نظم و ترتيب آنها از ميان رفت ، چنان كه باينطرف و آنطرف دويده هركس را ، كه با آنها مصادف ميشد ، خرد ميكردند .
هنديهاى بيچاره از ضرر فيلها رهائى نداشتند ، اما مقدونيها ، چون فضائى زيادتر براى عمليّات داشتند ، صفوف خود را باز ميكردند و ، همين كه فيلها نزديك ميشدند ، تيرهاى زياد بر آنها ميباريدند . پس از آن فيلها از زيادى زخمها ضعيف شده ناله ميكردند و حالشان به وضع كشتيهاى آسيب يافته شبيه بود ( همانجا ، بند 3 - 4 ) .
در نتيجهء جدال ، تمام سوارهنظام هندى از پا درآمد ، ولى قسمت بيشتر پيادهنظام پا فشرد و قسمت ديگر از ميان سوارهنظام مقدونى فرار كرد . در اين احوال ، چون كراتر و ساير سرداران مقدونى در آنطرف رود بهرهمندى اسكندر را ديدند ، از رود گذشته و با قواى تازهنفس بتعقيب هنديها پرداخته كشتار را بپايان رسانيدند .
از طرف هنديها 20 هزار پياده ، سههزار سوار ، دو پسر پروس ، سپىتاسس « 1 » حاكم محل ، تمام سرداران قشون و تمام ارّابهرانان و فيلبانان كشته شدند .
ارّابهها و نيز فيلهاى زنده هم بتصرّف مقدونيها درآمد . از مقدونيها 310 نفر
هامش
( 1 ) -Spithaces .