آژما « 1 » را قرار داد ، بعد بسواران تيرانداز امر كرد ، از پيش بروند و پيادهنظام پادشاهى ، كه در تحت فرماندهى سلكوس بود ، از عقب آنها حركت كند . پس از آن دستهء آژماى پادشاهى و ساير هىپاسپيستها ميآمدند . در پهلوهاى فالانژ ، تيراندازان و آگريانها و فلاخنداران جا داشتند .
اسكندر پس از اينكه ترتيب جنگى قشون پروس را در نظر گرفت و نيّت او را دريافت ، تصميم كرد حمله برد ، ولى نه بقلب ، كه قوى بود ، بل بپهلوهاى دشمن ، زيرا ، چون سوارهنظام اسكندر بيش از سوارهنظام پروس بود ، ميتوانست از پهلوهاى صفوف هندى گذشته پشت آن را بگيرد . سنوس هم دستور داشت ، كه با دستهء خود و دسته دمتريوس « 2 » بجناح راست حمله كرده از پهلوهاى هندىها بگذرد و ، همين كه ديد ، اسكندر با سوارهنظام دشمن در گيرودار است ، سعى كند ، كه پشت هنديها را بگيرد ( همانجا ، بند 2 ) .
جدال دو لشكر
اسكندر بنابر نقشهء خود با سوارهنظام زبده از جا كنده بجناح چپ پروس حمله كرد و ، همين كه به تيررس دشمن رسيد ، هزار نفر سوار تيرانداز را بجناح چپ هنديها حركت داد و خودش به طرف پهلوهاى دشمن تاخت . باوجود اين ، سوارهنظام هندى جمع شد و صفوف خود را تنگ بهم اتّصال داد ، تا در مقابل اين ضربت پا فشارد ، ولى در اين احوال سنوس در عقب هنديها پديد آمد و هنديها مجبور شدند سوارهنظام خود را به دو قسمت تقسيم كرده قسمت زبده و بيشتر را در مقابل اسكندر وادارند و قسمت ديگر را در مقابل سنوس . از اجراى اين ترتيب اختلالى موقتا براى هنديها رو داد و اسكندر از موقع استفاده كرده فشار آورد . بر اثر اين فشار صفوف هنديها از هم گسيخت و آنها مجبور شدند جمع شده فيلها را براى خودشان سنگر قرار دهند . فيلبانها فيلها را به طرف مقدونيها راندند . فالانژ مقدونى باران تير بفيلها و هنديها بباريد و گيرودار شروع شد . آريّان گويد ، كه اين جدال بهيچيك از گيرودارهاى سابق ،
هامش
( 1 ) -Agema( قسمتى از قراولان مخصوص ) .
( 2 ) -Demetrius .