تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤
چون ميخواست تيسافرن را نرم كند ، در اين موقع بخاطر آورد ، كه معاهدهء لاسدمون با ايران ( معاهدهء خالسيداس ) در صلاح يونان بسته نشده ، زيرا بايران حقّ ميدهد ، كه تمام سواحل آسياى صغير و جزائر بحر الجزائر و تراكيّه و مقدونيّه و تسّالي و ب‌اوسى و غيره را مطالبه كند . بنابراين مانع از تجديد معاهده شده گفت ، اسپارت هرگز چنين معاهده‌اى را مجددا امضاء نخواهد كرد و بهتر است ، كه ما از پول ايران صرف‌نظر كنيم . اين حرف‌ها ظاهر كار بود و باطنا ليخاس ميخواست تيسافرن را بترساند و پول بگيرد ، ولى اين تهديد در مزاج تيسافرن اثر نكرد ، سردار اسپارتى به لاسدمون رفت و روابط اسپارت با ايران ، اگرچه قدرى كدر شد ، ولي باز در مجراى سابق جريان يافت ، زيرا اسپارتىها ، از ترس اينكه مبادا تيسافرن با آتن اتّحاد كند ، روابط خودشان را با او ، بهرنحو كه بود ، حفظ ميكردند . بعد ، وقتى كه آتنىها آزرده‌خاطر از نزد تيسافرن رفتند و او ديد ، كه اينها رنجيده‌اند و روابط با اسپارت هم كدر است ، انديشناك گرديده صلاح خود را چنين تشخيص داد ، كه با اسپارتىها باز چندى بازى كند . جهات اين تصميم چنين بود : تيسافرن فكر ميكرد ، اگر جيرهء سپاهيان اسپارت را نرسانم ، ممكن است ، كه بحريّهء اسپارت مغلوب بحريّهء آتنى گردد . ( در اين وقت بحريّهء لاسدمونى بواسطه نرسيدن پول بيكار در جزيره ردس مانده بود ) و آتنىها چون بىكمك من به مقصود خود نائل شوند ، بناى ضدّيت را با من بگذارند و شايد هم بواسطه كمى آذوقه در شهرهاى ينيانى مشغول تاخت‌وتاز گردند . بنابراين به شهر كونس « 1 » رفت و براى لاسدمونىها هدايائى فرستاده آنها را طلبيد ، كه به مىلت آمده عهدى ببندند و وعده كرد ، كه جيرهء سپاهيان لاسدمونى را بپردازد . براثر اين پيشنهاد ، در زمانى كه آلسىپيدّاس « 2 » افور « 3 » اسپارت بود ، بين نمايندگان آن دولت و تيسافرن و هىيرامن و پسران فارناسس « 4 » نمايندگان شاه در م‌آندر عهدى بدينمضمون منعقد شد
هامش
( 1 ) -Caunos .( 2 ) -Alcipiddas .( 3 ) - افورها ، چنان كه بالاتر گفته شد ، رجال درجهء اوّل اسپارت بودند و بىمشاوره با آنها پادشاهان اسپارت در كارهاى دولتى اقدامى نمىكردند . ( 4 ) -Pharnaees .