پيشآمد ، كه بجنگ خاتمه ميداد ، بر خلاف سياست او بود . باوجود اين از دادن وعدههاى بىاساس باكى نداشت ، چه سران قشون لاسدمون را با هدايا يا پول خريده بود .
پس از اينكه پىزاندروس از نزد تيسافرن مأيوسانه به سامس برگشت ، اهالى اين جزيره تصميم بر ايجاد حكومت عدّهء قليل كرده حكومت ملى را ملغى داشتند و بعد پىزاندروس را به آتن فرستادند ، تا اين شكل حكومت را در آتن و تمام شهرهاى متحدين آن هم برقرار كند . بنابراين حكومت بدست چهارصد نفر برگزيده افتاد و عقيدهء آنها بر اين شد ، كه با اسپارت صلح كرده بدشمنان داخلى بپردازند . اين حكومت نظر خوبى نسبت به آلسيبياد نداشت ، چه او نتوانسته بود مسئلهء معاهدهء آتن و ايران را حلّ كند . بنابراين ، همين كه آلسيبياد اوضاع جديد را با خود مساعد نديد ، طرفدار حكومت ملّى گرديد و به ملّيّون وعده داد ، كه ايران را با سياست آنها همراه كند . اينها مشعوف شده بجزيرهء سامس رفتند و آلسيبياد گفت : از بحريّهء پارس تشويش نداشته باشيد ، باوجود قرارداد ايران و اسپارت من ميتوانم بحريّهء مزبور را بمنافع آتن به كار اندازم ، ولى در ازاى آن بايد حقوقى ، كه از من سلب شده است ، برگردد . توضيح آنكه در زمان اخراج او از آتن حقوق مدنى را از او سلب كرده بودند . نمايندههاى ملّيّون اين شرط را قبول كرده مشعوف شدند ، كه كار روش خوبى يافته و تقريبا جنگ ببهرهمندى آنها خاتمه خواهد يافت . در اين احوال تيسافرن بحريّهء اسپارتى را به كار انداخت و بتوسط آن آبيدس و يكى دو جاى ديگر را از آتنىها انتزاع كرد ، ولي بعد اين محل را خيلي كوچك ديده باز نسبت به اسپارتيها بىمهر شد و نيم درهم جيرهء روزانه را بريد .
سپاهيان اسپارتى گرسنه ماندند و فرناباذ والى شهرهاى هلّسپونت بر خلاف تيسافرن صلاح ديد ، كه آنها را از اين حال بيرون آرد ، زيرا به اين اندازه مأيوس كردن آنها را مقتضى نميديد . اين بود ، كه آنها را خواست و نواخت و اسپارتىها بيزانس و خرسونس را از آتنىها گرفتند . بعد نرسيدن روزى نيم درهم و گرسنگى سپاهيان باعث شد ، كه آنها شوريدند و شورش به شهر مىلت هم سرايت كرد . تيسافرن
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 976
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٩٧٦