تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1734

مساهمون:

ص١٧٣٤
جاى نوشته‌هاى او گم شده .

روايت آريّان

او در ابتداء گويد ، كه مقدونيها قرار داده بودند براى خداى شراب در روزى معيّن قربانى كنند و بعد ضيافتى داده شود . اسكندر بجاى اين إله قربانى را براى كاستور و پولّوكس ميكرد . در چنين روزى ، كه پس از قربانى ضيافتى داده بود و ميهمانان زياد مىگسارى كرده بودند ، چاپلوسان براى خوش‌آمد اسكندر گفتند : « پهلوانانى مانند كاستور و پولّوكس و هركول كيستند ؟ اسكندر از آنها برتر است ( اين كفر بود ، زيرا يونانىها اينها را إله يا نيم إله ميدانستند . م . ) بعد گفتند ، تفو بر حسد ، كه نميگذارد پهلوانان واقعى در حياتشان هم داراى افتخاراتى ، كه شايان آن‌اند بشوند ( يعنى آنها را در زمان حياتشان هم بپرستند ، زيرا در يونان عقيده داشتند ، كه بعض آلهه يا نيم آلهه در روى زمين اشخاصى فوق‌العاده بودند و پس از مرگشان بدرجهء الوهيّت ارتقا يافتند . م . ) كليتوس فرياد برآورد ، مگر اسكندر چه كرده ، بيشتر فتوحات او از مقدونيها است . بعد دست خود را نشان داده گفت : اسكندر ، اگر اين دست نبود ، تو در گرانيك كشته شده بودى » . باقى روايت همان است ، كه كنت‌كورث هم نوشته ، ولى آريّان در خاتمه گويد : آريستوبول منشاء نزاع را بيان نكرده و تقصير را بر كليتوس وارد كرده ( اين جمله نظر ما را در باب نوشته‌هاى سرداران و درباريان اسكندر ؛ كه بالاتر ذكر شد ، تائيد مىكند . م . ) . او گويد ، كه چون اسكندر خواست كليتوس را بكشد ، بطلميوس او را از اطاق بيرون كرد و بعد ، كه اسكندر او را صدا زد ، نزد او آمد و گفت : « كليتوس منم » در اين لحظه اسكندر او را كشت ( كتاب 4 ، فصل 3 ، بند 1 - 3 ) . بعد آريّان گويد : پس از اين قضيّه كاهنان انتشار دادند ، كه اين واقعه از خشم باكوس بود ، زيرا اسكندر مراسم قربانى او را موقوف كرده بود . اسكندر ، همين كه اين بشنيد و توانست غذا بخورد ، به اين حرف چسبيده گفت ، معلوم مىشود ، كه اين قضيّه از طرف آسمان بوده . مورّخ مذكور نطق آناكسارك را خطاب به اسكندر ذكر و او را سخت انتقاد كرده در خاتمه گويد : « كارهاى پادشاهى بايد موافق عدالت باشد ، نه آنكه كردار او را قوانين عدالت دانند » ( همانجا ، بند 4 ) .