آريّان محلّ رودهاى مزبور را نشان داده ، بايد گفت ، كه اوّلى رود آمل است ، دوّمى هريررود و سوّمى هيرمند يا هيلمند .
ورود سپاهيان جديد
بقول كنتكورث در اين زمان و بقول آريّان زمانى ، كه اسكندر از سغد به باختر برگشته بود ، قواى تازهنفس از يونان و جاهاى ديگر براى او رسيد . آريّان اين قوا را چنين وصف كرده ( كتاب 4 ، فصل 2 ، بند 4 ) : اپوسيل « 1 » ، ملامنيداس « 2 » و بطلميوس سردار تراكيها ، كه براى رسانيدن متّحدين و پولى كه به منس « 3 » داده شده بود ، تا دريا رفته بودند ، ( بايد مقصود درياى بحر الجزائر باشد ) از سواحل برگشتند . از يونان آزاندر « 4 » سربازان جديد آورد و آلكلپيودور « 5 » رئيس بحريّه و والى سوريّه از عقب آنها با قواى ديگر وارد شد ( جملهء آخرى آريّان گنگ است ، زيرا معلوم نيست ، كه والى سوريّه همان رئيس بحريّه بوده يا كسى ديگر ) از اينكه مورّخين مكرّر آمدن قشون امدادى را ذكر ميكنند ، معلوم است ، كه در قشونكشىهاى اسكندر به ايران و خصوصا بمشرق و شمالشرقى آن تلفات مقدونيها زياد بوده ، زيرا ، باوجود اينكه اسكندر از بوميها قشون ميگرفت يا آنها را بسركوبى بعض مردمان ميفرستاد ، باز از مقدونيّه و يونان و آسياى غربى قشون تازهنفس مىطلبيد . بنابراين ارقامى را كه راجع به تلفات مقدونىها ذكر ميكنند ، بايد با احتياط تلقى كرد .
رفتن اسكندر به باختر ، قتل بسّوس
موافق نوشتههاى آريّان در اين اوان اسكندر به باختر رفت ، تا زمستان را در آنجا بگذارند . معلوم است ، كه كارهاى سغد هنوز تمام نشده بود ، چنان كه پائينتر اين معنى از وقايع بعد روشن خواهد بود . زمانى كه اسكندر در باختر بود ، فراتافرن والى پارت و ستازانور والى آريان ( هرات ) وارد شدند و ارزام والى سابق هرات و برزن نامى را ، كه بسّوس والى پارت كرده بود ، با بعض همراهانش در زنجير آوردند . هم در اينوقت قشون امدادى ، كه بالاتر ذكرش گذشت ، در رسيد . بعد اسكندر مجلسى از تمام سرداران منعقد داشته امر كرد بسّوس را
هامش
( 1 ) -Epocile .( 2 ) -Melamnidas .( 3 ) -Menes .( 4 ) -Azandre .( 5 ) -Alclepiodore .