به آنها اصابت نكند و در پس آنها سپاهيانى را قرار داد ، كه ميبايست ماشينهاى جنگى را به كار اندازند . از جلو و از پهلو سربازانى اين قسمت را حمايت ميكردند . بقيّهء سپاهيان از پس ماشينها جا گرفته پاروزنها را مستور مىداشتند و خود پاروزنها هم جوشن پوشيده و دم سپرهايشان را به يكديگر اتّصال داده زير آن پنهان بودند .
سوارهنظام هم همين ترتيب را داشت و سواران دهنهء اسبان خود را ، كه در آب شناو ميكردند ، بدست داشتند . اما سپاهيانى ، كه روى خيكها قرار گرفته شناو ميكردند ، در حمايت طرّادهها بودند . اوّل اسكندر با سپاهيانى زبده حركت كرد .
سكاها در آنطرف رود ساحل را اشغال كرده بودند ، تا نگذارند مقدونيها به آن برسند .
در ابتداء مقدونيها دوچار وحشت شدند ، زيرا اوّلا قشون سكائى را در مقابل خود ديدند و ديگر اينكه جريان آب مانع بود از اينكه طرّادهها را خوب اداره كنند و سربازان مقدونى ، چون ميترسيدند واژگون گردند و تمامى حواسشان بحفظ موازنه متوجّه بود ، نميتوانستند به طرف دشمن تير اندازند . سكاها بمقدونيها باران تير بباريدند و كمتر سپرى بود ، كه از تير آنان در دو سه جا سوراخ نشده باشد . بعد وقتى كه طرّادهها بساحل نزديك شد ، مقدونىهائى ، كه زير سپرهايشان پنهان شده بودند ، برخاسته زوبينهاشان را به طرف سكاها پرتاب كردند . اسبهاى سكائى در اين وقت رم كرده عقب نشستند و ، چون مقدونيها اين بديدند ، جرئت يافته به خشكى درآمدند و اختلالى در صفوف سكائى پديد آمد . پس از آن مقدونيها و سواران آنها حمله كرده صفوف سكائى را درهم شكستند . بعد قسمتهاى ديگر قشون مقدونى ، كه در عقب بودند ، داخل جنگ شدند و فريادهاى مقدونيها و حملهء آنها بالاخره سكاها را از جا كند .
اسكندر با قشون خود قدرى آنها را تعقيب كرد ، و ليكن چون خيلى ضعيف بود ، پس از طى مسافتى برگشت ، ولى سوارهنظام خود را فرستاد ، سكاها را تعقيب كند .
مقدونيها بمسافتى سكاها را دنبال كرده مقارن نصفشب برگشتند و با خود يكهزار و هشتصد اسب ، كه از سكاها گرفته بودند آوردند . در اين جنگ تلفات مقدونيها شصت سوار و يكصد پياده بود ، هزار نفر نيز مجروح شده بودند ( عدّهء تلفات سكاها
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1715
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص١٧١٥