تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1714

مساهمون:

ص١٧١٤
كه گويد : اقبال پا ندارد و فقط دست و بال دارد ، وقتى كه او دست‌هاى خود را به طرف كسى دراز مىكند ، اجازه نميدهد ، كه بالهاى او را بگيرند . بالاخره اگر تو خدائى ، بايد خير را در روى زمين انتشار دهى ، نه اينكه هرچه دارند از مردمان بستانى و هرگاه انسانى ، فكر كن ، كه تو چيزى ديگر نيستى . ديوانگى بقدرى بر افكار تو غلبه يافته ، كه تو را مجبور كرده خود را فراموش كنى . كسانى ، كه با آنها جنگ نكرده‌اى ، مىتوانند دوستان صميمى تو باشند ، زيرا فقط بين اشخاص مساوى ممكن است دوستى محكم گردد و برابرى وقتى موجود است ، كه طرفين نخواسته‌اند قواء خود را نسبت به يكديگر بيازمايند . كسانى را ، كه تو مغلوب ساخته‌اى ، برحذر باش ، كه آنها را دوستان خود بدانى . بين آقا و بنده دوستى محال است و بنابر اين حتّى در زمان صلح بين آنها جنگ است . خيال مكن ، كه سكاها عقد اتحاد را با قسم امضاء ميكنند . براى آنها قسم اين است ، كه قولشان را نگاهدارند . اين احتياطها براى يونانيها خوب است ، كه اسناد خود را مهر ميكنند و خدايان را بشهادت مىطلبند . ما مذهب را در اين ميدانيم ، كه بتعهّدات خودمان پابست باشيم . كسى كه انسان را محترم نميدارد ، خدايان را فريب ميدهد . بچه كار آيدت دوستانى ، كه از حسن‌نيّت آنان نسبت به خود در شكّى . به عكس تو در ما قراولانى خواهى يافت ، كه بر دروازهء آسيا و اروپا جا گرفته‌ايم . فقط تاناايس ما را از باختر جدا مىكند . از آنطرف تاناايس مساكن ما تا تراكيّه امتداد دارد و ، چنان كه گويند تراكيّه با مقدونيّه هم‌حدّ است . حالا بر تو است فكر كنى ، كه با ما ، يعنى هم‌حدّ دو مملكتت ، بايد دوست يا دشمن باشى » . اسكندر جواب داد : كه او اقبال خود و نصايح سكاها را در نظر خواهد گرفت و باقبال خود تكيه خواهد داد ، تا اعتماد خود را به آن نشان دهد . نصايح سكاها را به كار خواهد بست ، تا چيزى كه متهوّرانه و خطرناك است نكند .

عبور از سيحون

بعد پس از آنكه رسولان را مرخّص كرد ، فرمان داد ، كه قشون او از سيحون بگذرد و بسپاهيانى ، كه در دماغه طرّاده‌ها بودند ، امر كرد ، كه سپرها را بالاى سر گيرند و به زانو درآيند ، تا تيرهاى دشمن